
۱۲ بهمن : شهادت امام حسن عسگری(ع) ـ بازگشت امام خمینی(ره) به میهن اسلامی انقلاب اسلامی،امامت
*******
۱۳ بهمن: انقلاب اسلامی، ایمان، جهاد ، شهادت
*******
۱۴ بهمن:روز فناوری فضایی – انقلاب اسلامی، انتظار فرج ، حاکمیت جهانی اسلام و استکبارستیزی
*******
۱۵ بهمن: انقلاب اسلامی، جهاد اقتصادی، فرهنگ و احیای ارزشهای اسلامی
*******
۱۶ بهمن:آغاز هفته وحدت – انقلاب اسلامی، قرآن، بصیرت دینی و وحدت امت اسلامی
*******
۱۷ بهمن:انقلاب اسلامی، رسالت و منزلت زن مسلمان
*******
۱۸ بهمن:انقلاب اسلامی، جوانان، خودباوری و نهضت علمی
*******
۱۹ بهمن:روز نیروی هوایی انقلاب اسلامی، آمادگی دفاعی، بسیج و اقتدار ملی
*******
۲۰ بهمن:انقلاب اسلامی، عدالت گستری، مردم سالاری دینی و حمایت از مستضعفان
*******
۲۱ بهمن:روز احسان و مهرورزی ـ میلاد حضرت محمد (ص) – میلاد حضرت امام جعفر صادق(ع) – انقلاب
جهانی اسلام، پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) و بیداری اسلامی
نگاهی به زندگانی شهید شوشتری- مسیح بلوچستان
در دوازدهمين روز ارديبهشتماه 1327 ه.ش كودكي در «ينگجه» سرولايت نيشابور پا به عرصه جهان نهاد كه پدر و مادرش نام او را –به دليل عشق و محبتي كه به اميرمومنان، علي(عليهالسلام) در دل داشتند- «نورعلي» گذاشتند. خانواده نورعلي، خانوادهاي مذهبي و متدين بود و پدرش «حاجفرجالله» كدخدا و بزرگ «ينگجه» در همه حال از مردم، دستگيري و حمايت ميكرد. او در خانوادهاي كه عشق و علاقه به اهل بيت رسول، نسل به نسل و سينه به سينه به هم رسيده بود، در دامن مادري نيكو خصال به نام «زهرا» رشد كرد.

ديروز دنبال گمنامي بوديم و امروز مواظبيم ناممان گم نشود!
جبهه بوي ايمان مي داد و اينجا ايمانمان بو مي دهد!
ديروز از هرچه بود گذشتيم، امروز از هرچه بوديم!
آنجا پشت خاکريز بوديم و اينجا در پناه ميز!
الهي! بصيرمان باش تا بصير گرديم و بصيرمان کن تا از مسير برنگرديم!
و ... آزادمان کن تا اسير نگرديم!
*سردار شهيد شوشتري*
ادامه مطلب
او به وضع تداركات رزمندگان به صورت جدي رسيدگي ميكرد.
شهيد خرازي يك عارف بود. هميشه با وضو بود. نمازش توام با گريه و شور و حال بود و نماز شبش ترك نميشد.
او معتقد بود: هرچه ميكشين و هرچه كه به سرمان ميآيد از نافرماني خداست و همه، ريشه در عدم رعايت حلال و حرام خدا دارد. ..................
ادامه مطلب
سلام .دیروز وامروزداشتم فوتبال نگاه میکردم .همه ورزشگاهها صحبت ازسردارشهیدخرازی ویاداوبود.گفتم شاید برای بعضی ها جالب باشه بدونندشهیدخرازی کی بوده برای چی بهش میگفتندابوالفضل جبهه ها
ادامه مطلب
بنام خدا
راوی حمیدخلخالی
عشق اوبه خانم صدیقه طاهره (سلام الله علیها)بیشترازاین حرفهابودکه به زبان بیاید،یاقابل وصف باشد.یک باربین بچه هاگفت: دوست دارم باخون گلوم ،اسم مقدس مادرم روبنویسم.
به هم نگاه کردیم. نگاه بعضی هاتعجب زده بود:اینکه میخواست باخون گلویش بنویسد،
ادامه مطلب
به بهانه ایام شهادت ولی نعمتمان حضرت علی ابن موسی الرضا علیه آلاف تحیة والثناء
حضرت رضاعلیه السلام ،عنایات فراوانی به کاروان ماواعضاء آن داشته اند که درنوع خودهمه شیرین وبه یادماندنی است ،امایکی ازآن ها برای ما یادآورصحنه های دردناکی است.
کاروان پیاده ی محبان الرضاعلیه السلام ازشهربافق همه ساله عازم مشهدمقدس میشود.
چندسال قبل دربین راه ، ماشینی کناربچه هاترمزکرد.زن ومردی داخل آن بودندکه ظاهربسیارنامناسب آن ها نشان میداد تقیدی به شرع مقدس ندارند.آن هابه ماخندیدند، مردباحالتی تمسخرآمیزبه ماگفت:کورهستید؟! ماچیزی نگفتیم، دوباره گفت: پرسیدم کورهستید؟! گفتم : کوربودیم، بیست روز است بیناشده ایم ودربین راه، چشم مان کاملا بازمیشودانشاءالله....
توهینی کردوگفت :......عصر،عصرکامپیوتروهوافضااست. مردم باهواپیماهم به زورسفرمیکنند،آن وقت شماپیاده به راه افتاده اید...........
گفتم :برادرعزیز! اگرحوصله داری بیا پایین، ماازشماپذیرایی میکنیم، آن وقت تاهرزمانی که شمابخواهید باهم صحبت میکنیم، اگرشمارا قانع کردم وخود شماحق رابه ما دادید که خداحافظ! شمابروید...اگرنتوانستم، به خداقسم من که مدیراین کاروانم باشماسوارماشین میشوم.
گوشش به این حرفها بدهکارنبود، توهین دیگری کردوبا مهارت خاصی به چندتن ازبچه ها زد وآنهارا انداخت ورفت. برخی اعضاء خیلی ناراحت شدند.....برخی گریه میکردند.
من برای آنهاازقرآن کریم ، سرگذشت رسول اکرم صلی الله علیه وائمه معصومین علیهم السلام راگفتم وبه راه خود ادامه دادیم. چند صدمترآن طرف تر،همان ماشین رابا وضعیتی غیرقابل باور واسفناک ، زیریک کامیون دیدیم وله شدن ماشین وسرنشینان آن، صدای آژیرآمبولانس وپلیس و....صحنه دردناکی رقم زده بود.
ماشکایتی نکردیم ، حضرت رضاعلیه السلام هم همان امام رئوف هستند اما گاه پیمانه ی فردازگناه وطغیان پرمیشود ونتیجه کارخودرامیبیندواین دو منافاتی باهم ندارند.
راوی : سیدعلی طباطبایی (مدیرکاروان های پیاده ی بافق یزد)
شدت در راه خدا
مسند أحمد بن حنبل - به نقل از ابو سعيد خُدْري -:مردم از دست عليعليه السلام شاکي شدند . پيامبر خدا به سخنراني در بين ما برخاست و شنيدم که ميفرمود:«اي مردم! از علي شکايت نکنيد . به خدا سوگند که او در کار خدا و يا در راه خدا ، به راستي با شدّت عمل ميکند .
الإرشاد:پيامبر خدا ، جارچي خود را فرمان داد تا در بين مردم فرياد زند که:زبان خود را از [ نکوهش ] علي بن ابي طالب کوتاه کنيد . او در کار خداي عزوجل خشن است و در کار دينش سازشکاري نميکند ( کوتاه نميآيد) .
امام علي عليه السلام:اگر در راه خدا کشته شوم و باز زنده گردم ، آن گاه کشته شوم و زنده گردم تا هفتاد بار ، از شدّت عمل در راه خدا و جهاد با دشمنان خدا دست برنخواهم داشت .
جمع بين اضداد
نهج البلاغة - در باره امام عليعليه السلام -:از شگفتيهاي وي که منحصر به اوست و کسي در آن مشارکت ندارد ، سخنان وي درباره زهد و پند و تذکّر و موعظه است. اگر شخصِ دقيق در آنها دقّت کند و متفکّري در آنها بينديشد و فارغ از اين باشد که اين کلام ، سخن فردي چون اوست که از عظمتِ قدر و نفوذ فرمان و احاطه بر گُردهها برخوردار است ، بدون ترديد خواهد انديشيد که کلام ، از آنِ فردي است که جز از زهد ، بهرهاي ندارد و به غير از عبادت ، به کاري نميپردازد ، در بر روي خود بسته و يا به دلِ کوهها پناه بُرده و جز بانگ نَفَس خويش را نمي شنود و غير از خودش را نميبيند و باور نخواهد کرد که اين کلام ، سخن کسي است که با شمشير آهيخته در ميدان جنگ گام مينهد ، سرها را از تن جدا ميکند و با دليران درگير ميشود ، و در حالي که از شمشيرش خونْ روان است و خون کشتهشدگان از آن ميچکد ، از ميدان بر ميگردد و با اين حال ، زاهدِ زاهدان و عارفِ عارفان است.
و اين از فضيلتهاي شگفت و ويژگيهاي ظريف اوست که ويژگيهاي متضاد را در خويشتن جمع ميکند و خصايص پراکنده را گِرد ميآورد.
نخستين نمازگزار با پيامبر
پيامبر خداصلي الله عليه وآله:اي علي! تو نخستين کسي هستي که به من ايمان آوردي و مرا تصديق کردي . تو نخستين کسي هستي که مرا در کارم ياري کردي و همراه من با دشمنم جنگيدي . تو نخستين کسي هستي که با من نماز گزاردي و مردم در آن روز ، در غفلت ناداني بودند .
امام عليعليه السلام:من نخستين کسي هستم که با پيامبر خدا نماز گزاردم .
پيامبر خداصلي الله عليه وآله:فرشتگان بر من و بر علي ، هفت سال درود فرستادند ؛ چون ما نماز ميخوانديم و کسي همراهمان نماز نميگزارد .
نخستين عبادت کننده از بين امت
امام علي عليه السلام:همراه پيامبر خدا ، هفت سالْ خدا را پرستيدم ، پيش از آن که از اين امّت ، کسي او را بپرستد .
امام علي عليه السلام:هيچ کس جز خودم را از بينِ اين امّت نميشناسم که پس از پيامبرمان خدا را پرستيده باشد . پيش از آن که کسي از اين امّتْ خدا را بپرستد ، هفت سالْ خدا را پرستش کردم .
فضائل الصحابة - به نقل از حَبّه عُرَني ، از امام عليعليه السلام -:«بار الها! بجز پيامبرت بندهاي از اين امّت را نميشناسم که پيش از من تو را پرستش کرده باشد» . اين را سه بار تکرار کرد و آنگاه گفت:«پيش از آن که کسي نماز بگزارد ، هفت سالْ نماز گزاردم» .
اهتمام به دعا
امام صادقعليه السلام:امير مؤمنان ، مردي پُر دعا بود.
امام عليعليه السلام:هيچ گرفتاري - گرچه گرفتارياش بسيار باشد - ، به دعا کردن ، سزاوارتر از شخص آسوده نيست ؛ چرا که از بلا در امان نيست.
امام عليعليه السلام - خطاب به پسرش امام حسنعليه السلام -:بدان ، آن که گنجينههاي آسمانها و زمين در دست اوست ، به تو براي دعا کردن اذن داده است و پذيرش آن را تعهّد نموده و به تو فرمان داده است تا از او درخواست کني تا به تو ببخشد ، و از او رحمت خواهي تا به تو رحم کند و[ نيز ] بين تو و او ، کسي را که مانعت شود ، قرار نداده و تو را به کسي که بين تو و او شفيع باشد ، حوالت نداده است ، و اگر بدي کردهاي ، از توبه منعت نساخته است... و براي تو درِ توبه و بازگشت و خشنودسازي را گشود .
هرگاه او را بخواني ، صدايت را ميشنود و هرگاه با او مناجات کني ، مناجاتت را ميداند . از اين رو ، خواست دلت را به او ميرساني و راز دلت را در پيشش ميگشايي و غمهايت را با او دردِ دل ميکني و گشودن غمهايت را از او ميخواهي و در کارهايت از او ياري ميجويي و از گنجينه رحمتش چيزهايي را که جز او بر دادنش توانمند نيست ، ميخواهي ، از قبيل:فزوني عمر، سلامت بدن و فراواني روزي.
آنگاه با اجازه دادن به تو در درخواست از او ، کليد گنجينههايش را در دستان تو قرار داد، تا هرگاه خواستي ، درهاي نعمتش را با دعا بگشايي و باران پياپي نزول رحمتش را از او بخواهي.
امام عليعليه السلام:بسيار دعا کن تا از وسوسه شيطان ، در امان باشي.
پيشواي مجاهدان
پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به عليعليه السلام -:تو ... در جنگ ، دلاورترين، در بخشش ، دست و دلبازترين، در دنيا زاهدترين ، و در جهاد ، قويترينِ آناني .
پيامبر خداصلي الله عليه وآله:برترين شما علي بن ابي طالب است . در اسلام آوردن ، پيشتازترين شما، و در ايمان ، با ايمانترين شما، و در دانش ، داناترين، و در بردباري ، بردبارترين ، در خشم براي خدا ، شديدترين ، و در جنگ و جهاد ، ضربهزنندهترينِ شماست.
شرح نهج البلاغة:در نزد دوست و دشمنش معلوم است که وي (عليعليه السلام) در جنگ در راه خدا سرورِ مجاهدان است و آيا [ فضيلت ] جهاد ، از آنِ کسي جز اوست؟ و ميداني که بزرگترينِ جنگهايي که پيامبر خدا انجام داد ، بدر بزرگ بود که سختترين ضربه بر مشرکان بود ؛ جنگي که هفتاد نفر از مشرکان ، در آن کشته شدند و عليعليه السلام نصف آن تعداد را به تنهايي کُشت و مسلمانان و فرشتگان ، نصف ديگر را کشتند.
اگر مغازي محمّد بن عمر واقدي و تاريخ الأشراف احمد بن يحيي بن جابر بَلاذُري و ديگر کتابها را مطالعه کني ، درستي اين ادّعا را خواهي فهميد ، گذشته از کساني که در غير آن جنگ (از جمله در اُحد و خَندق) به دست او کشته شدند. اين موضوع ، جاي بحث طولاني را ندارد ؛ چرا که از آگاهيهاي بديهي به شمار ميآيد ، درست مثل علم به وجود مکّه يا مصر و نظير آنها .
همسنگ کردن خويش با ناتوانترينها
امام عليعليه السلام:خداوند ، مرا پيشواي بندگانش قرار داده است و بر من واجب کرده که خودم، خوردنم، نوشيدنم و پوششم را به قدر ناتوانترينِ مردم قرار دهم تا ندار به ناداريام اقتدا کند و ثروت ثروتمند ، او را سرکش نسازد.
الکافي - به نقل از صالح بن ابي حمّاد و احمد بن محمّد و ديگران ، درباره امام عليعليه السلام در جريان انتقاد ايشان از عاصم بن زياد ، که لباس درشت پوشيده و از اجتماع ، دوري گزيده بود و برادرش ربيع بن زياد ، شکايت او را نزد عليعليه السلام برده بود که به خاطر اين رفتار ، خانوادهاش را غمگين و فرزندانش را محزون ساخته است -:[ فرمود :] «عاصم بن زياد را نزد من بياوريد».
او را آوردند. هنگامي که او را ديد ، با او ترشرويي کرد و به وي فرمود:«از خانوادهات شرم نميکني؟ به فرزندانت رحم نميکني؟ آيا ميپنداري که خداوند ، پاکيها را براي تو حلال شمرده ، ولي از اين که از آنها استفاده کني ، ناخشنود است؟! تو نزد خداوند ، کوچکتر از اين هستي .
آيا خداوند نميگويد:"وَالأَرْضَ وَضَعَهَا لِلأَنَامِ - فِيْهَا فَاکِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الأَکْمَامِ؛ و زمين را براي مردم نهاد. در آن، ميوه است و نخلها با خوشههاي غلافدار"؟ آيا خداوند نميگويد:"مَرَجَ البَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ - بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ؛ ميان آن دو ، حدّ فاصلي است که به هم تجاوز نميکنند" تا آنجا که ميگويد:"يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللؤلُؤُ وَالمَرْجَانُ؛ از هر دو [ دريا ] مرواريد و مرجان برآيد"؟
به خدا سوگند ، نشان دادن [ و بيان کردن ]نعمتهاي خداوند ، با رفتار ، پيش او محبوبتر از نشان دادن [ و بيان ] آن به گفتار است و خداوند متعال ميفرمايد:"وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث؛ و از نعمت پروردگار خويش [ با مردم ] سخن گوي"».
عاصم گفت:اي امير مؤمنان! پس چرا تو در غذا خوردنت ، به غذاي خشک و در لباس پوشيدنت ، به لباس خشنْ بسنده کردهاي؟
فرمود:«واي بر تو! خداوند عزوجل بر پيشوايان حق ، واجب ساخته که خود را همسنگ ناتوانترينِ مردم سازند تا فقرِ تهيدست ، وي را به شورش وا ندارد».
صدقههاي علي
امام باقر يا امام صادقعليه السلام:عليعليه السلام بندگان زيادي را آزاد ساخت.
امام صادقعليه السلام:عليعليه السلام هزار بنده را از دستْرنج خود ، آزاد کرد و تا زماني که پيش شما بود ، شيرينياش خرما و شير ، و لباسش کرباس بود.
امام صادقعليه السلام:امير مؤمنان ، بيل ميزد و زمين را زير و رو ميکرد و پيامبر خدا ، هسته را با آب دهانش خيس ميکرد و ميکاشت و همان ساعت ، سبز ميشد، و امير مؤمنان ، هزار بنده را از مال خود و دسترنج خويش ، آزاد کرد.
پيمان برادري بستن پيامبر بين يارانش پيش از هجرت
المُحبَّر - در يادکردِ پيمان برادري بستن پيامبرصلي الله عليه وآله بين مهاجران ، پيش از بعثت -:وي در مکّه ، بين آنان ، برپايه حق و برابري با يکديگر پيمان بست، و بين خود و علي بن ابي طالب ، اين پيمان را برقرار کرد
السيرة الحلبيّة:پيش از هجرت ، بين مسلمانان، يعني مهاجران ، بر پايه حق و برابري پيمان بست و بين ابو بکر و عمر، بين حمزه و زيد بن حارثه، بين عثمان و عبد الرحمان بن عوف، بين زبير و ابن مسعود، بين عبادة بن حارثه و بلال، بين مصعب بن عمير و سعد بن ابي وقّاص، بين ابو عبيدة بن جرّاح و سالمْ آزاد شده ابو حذيفه، بين سعيد بن زيد وطلحة بن عبيد اللَّه ، و بين عليعليه السلام و خودش پيمان برادري بست و فرمود:«آيا خشنود نيستي که برادر تو باشم؟».
گفت:چرا ، اي پيامبر خدا ! خشنودم» .
فرمود:«تو در دنيا و آخرت ، برادر مني»
بسته شدن درها بجز در خانه علي
در آغاز هجرت پيامبر خدا به مدينه ، از خانه برخي ياران پيامبرصلي الله عليه وآله
دري کوچک به مسجد پيامبرصلي الله عليه وآله باز شد که به هنگام نياز به حضور در
مسجد از همان در وارد ميشدند ، تا آن که از سوي خداوند ، دستور آمد که همه درها
به جز در خانه عليعليه السلام به مسجد بسته شود و پس از آن تنها درِ خانه پيامبر
اکرم و عليعليه السلام مستقيماً به مسجد باز ميشد. اين باب براي توضيح اين جريان
است.
سنن التِّرمَذي - به نقل از ابن عبّاس -:پيامبر خدا فرمان به بستن درها [ به مسجد] بجز در [ خانه] عليعليه السلام داد.
پيمانشکني امت
پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به عليعليه السلام -:اُمّت با تو پيمانشکني خواهند کرد.
امام عليعليه السلام:از چيزهايي که پيامبرصلي الله عليه وآله به من گوشزد کرده ، اين است که:«امّت ، پس از من با تو پيمانشکني خواهند کرد».
الإرشاد - به نقل از حکيم بن جُبَير، از کسي که از او حديث کرده -:عليعليه السلام در رُحْبه سخنراني کرد و فرمود:«اي مردم! شما مرا بر آن داشتيد که بگويم .آگاه باشيد! سوگند به پروردگار آسمانها و زمين ، دوست من به من گوشزد کرده که:«امّت با تو پس از من ، پيمانشکني خواهند کرد».
پيامبر خداصلي الله عليه وآله:اي علي! تو پس از من باقي خواهي ماند و به امّت من گرفتار خواهي شد و در روز قيامت ، در پيشگاه خدا دادخواهي خواهي کرد.
پر دلترين مردم
پيامبر خداصلي الله عليه وآله:علي ، دليرترينِ مردم است.
اُسدالغابة - به نقل از سعد -:وي (عليعليه السلام) را ديدم که با شمشير ، سرکردگان مشرکان را از دمِ تيغ ميگذرانْد و ميفرمود: «شب را نميخوابم . من همواره بيدارم».
امام عليعليه السلام:چنان ميبينم که گويندهاي از شما ميگويد:اگر اين ، غذاي فرزند ابو طالب است ، از جنگ با هماوردان و مبارزه با شجاعان ، ناتوان ميگردد . بدانيد که چوب درخت بيابان ، محکمتر است ، و سبزههاي زيبا ، پوستْ نازکترند . [ چوب ]روييدنيهاي با آب باران [ که از آب ، کم بهرهاند] ، پُر آتشتر و دير خاموشيترند .
و من نسبت به پيامبر خدا ، چون نوري از نور و ساعد از بازويم . به خدا سوگند ، اگر همه عرب در جنگ با من پشتيبان يکديگر باشند ، از آنان روي نخواهم گردانْد ، و اگر فرصت دست دهد ، به سوي آن خواهم شتافت و هر آينه ، تلاش خواهم کرد که زمين را از وجود اين شخصِ از فطرت برگشته و پيکر سرگشته ، پاک کنم تا کلوخکها از لابهلاي دانههاي گندم ، جدا شود..
جنگجوي بيبديل
النهاية - به نقل از ابن عبّاس ، در توصيف عليعليه السلام -:هيچ جنگجويي را مانند او نديدم که به جنگاوري معروف و به فنون جنگ آشنا باشد.
وقعة صِفّين - به نقل از معاويه -:به خدا سوگند ، پسر ابو طالب ، به جنگ هيچ کس نرفت ، مگر آن که زمين را از خونش سيراب ساخت.
المناقب:گروهي از سران بني اُميّه پيش معاويه گِرد آمده بودند و از دليري عليعليه السلام و دليري مالک اشتر ، حرف ميزدند . عُتْبة بن ابي سفيان گفت:اشتر ، شجاع است ؛ امّا علي در شجاعت، هيبت و قدرت ، بينظير است.
شرح نهج البلاغة:روزي معاويه چشم گشود و ديد که عبد اللَّه بن زبير ، پايين پايش بر روي تختْ نشسته است. معاويه نشست.
عبد اللَّه ، شوخيکنان گفت:اي اميرمؤمنان! اگر ميخواستم تو را بکُشم ، ميکشتم .
معاويه گفت:اي ابو بکر! براي ما شجاع شدهاي؟!
گفت:چهطور شجاعت مرا انکار ميکني ، در حالي که در جنگ ، برابر علي بن ابي طالب ايستادم .
معاويه گفت:اگر چنين بود ، او حتماً تو را و پدرت را با دست چپ ميکشت ، در حاليکه دست راست او ، همچنان خالي بود و به دنبال کسان ديگري بود که ميخواست هلاک کند!
رسائل الجاحظ:گفتند:در بين ياران پيامبرصلي الله عليه وآله کسي که به اندازه عليعليه السلام دشمنان به دستش کشته شده باشند ، نميشناسيم و هيچ کس نيست که رؤسا، بزرگان، فرماندهان و رهبران را ، به اندازهاي که توسط علي بن ابي طالبعليه السلام کشته شدهاند ، کشته باشد . کشتن يک رئيس - گرچه وي از بعضي سوارکاران در شجاعتْ پايينتر باشد - ، کار سختتري است . چون کشتن يک رئيس ، براي مسلمانانْ سختتر و کارسازتر از کشتن جنگجويي است که از رئيس ، قويتر باشد ، و عليعليه السلام کسي است که هم رئيسان و هم دليران را به قتل رسانده است.
او شگفتي ديگري هم دارد که با همه فراواني آنهايي که کشت و آنهايي که به مَصافشان رفت و آنهايي که از دم شمشير گذرانْد ، هرگز کسي را مجروح نکرد و به کسي ضربه نزد ، مگر اين که کشته شد.
پایان
منابع :
|
ردیف |
نام کتاب |
نویسنده |
مترجم |
ناشر |
محل نشر |
سال چاپ |
|
1 |
شرح نهج البلاغه |
ابن ابی الحدید |
حسین غفاری |
بنیاد معارف اسلامی |
قم |
1379 چاپ اول |
|
2 |
المناقب |
موفق بن احمد |
مالک محمودی |
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم |
قم |
1421 قمری |
|
3 |
شمشیر درنیام |
خسرو آقا یاری |
........ |
محیا |
تهران |
1378 |
|
4 |
فضائل امیر المومنین وادله خلافته |
علامه حلی |
سیدعبدالحی طباطبائی |
مصطفوی |
تهران |
1373 |
خوش اخلاقي
پيامبر خداصلي الله عليه وآله:علي .. . خوش خُلقترينِ مردم است .
مطالب السؤول - درباره نيکيهاي اخلاق امام عليعليه السلام -:در خوش خُلقي ، بينهايتْ خوش اخلاق بود ، به گونهاي که از خوش خُلقي بسيار ، به او نسبت شوخْ طبعي ميدادند . با چنين خوش خُلقي و نرمخويياي ، اين برخوردها را ويژه دينداران و نرمخويان ميساخت و اگر کسي چنين نبود ، با درشتي و تندي با او برخورد ميکرد تا او را ادب کند . حتي نقل شده که در اين خصوص ، شعري سروده است :
با آن که با من نرمخويي پيشه کند ، نرمخويم
و با درشتْخو ، برخوردي سخت دارم.
الماس نيز چنين است . سُرب در آن تأثير ميگذارد
با آن که خود در آهن ، کارگر است .
بسيار خندان بودن
الکامل في التاريخ - درباره عليعليه السلام -:او خوش چهرهترينِ افراد بود و محاسن سفيدش را خضاب نميکرد و بسيار خندان بود .
شرح نهج البلاغة - درباره عليعليه السلام -:در نرمخويي ، گشادهرويي ، بشاشت و خندهرويي ضرب المثل بود ، به گونهاي که دشمنانش آن را ابزار سرزنش او قرار داده بودند . عمرو عاص به مردم شام گفت:او (عليعليه السلام) بسيار شوخ طبع است .
سعه صدر
الإمامة و السياسة - در اوج جنگ جمل -:عليعليه السلام سپاه دشمن را گشود ، ضربه ميزد و ميکُشت . در حالي که ميگفت:«آب ، آب!» ، خود را از معرکه بيرون کشيد . مردي ظرفي عسل آورد و گفت:اي امير مؤمنان! در اين شرايط ، آب براي تو مناسب نيست ؛ امّا از اين [ شربت ] عسل ، تو را مينوشانم .
فرمود:«بده» . جرعهاي از آن چشيد و آنگاه فرمود:«عسل تو عسل طائف است» .
مرد گفت:به خدا در شگفتم از تو - اي امير مؤمنان - که در چنين روزي که دلها از جا کَنده شده است ، عسل طائفي را از غير آن تشخيص ميدهي!
عليعليه السلام به وي فرمود:«به خدا سوگند ، اي برادر زاده! هيچ چيزي دل عمويت را به لرزه در نميآورد و چيزي او را نميترساند» .
شکيبايي با خار در چشم
پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به عليعليه السلام -:تو نميميري تا آن که زيرْ دست قرار گيري و از خشم ، انباشته گردي و پس از من ، شکيبايي پيشه کني .
مناقب آل أبي طالب - به نقل از حارث بن حُصَين -:پيامبر خدا فرمود:«اي علي! تو پس از من ، چنين و چنان خواهي ديد» .
عليعليه السلام گفت:اي پيامبر خدا! شمشير ، دو لبه دارد و من ، نه از کشته شدن باک دارم و نه ذلّتپذيرم .
فرمود:«اي علي! صبر کن» .
عليعليه السلام گفت:اي پيامبر خدا! صبر خواهم کرد .
امام علي عليه السلام - در خطبه معروف به «شِقشقيه» که در آن ، از جريان خلافت گلايه ميکند -:به خدا سوگند ، فلاني آن را به تن کرد و او ميدانست که جايگاه من به خلافت ، چون مرکز ثقل آسياب است . سيل [ دانش] از من جريان پيدا ميکند و پرندهاي به بلنداي من نميرسد . لباس خلافت را رها کردم و پهلو را از آن تهي ساختم .
با خود ميانديشم که آيا با دستي تهي يورش بَرَم يا بر ظلمت کوري مردم ، صبر کنم ؛ صبري که بزرگتران را فرسوده و کوچکتران را پير ميکند و مؤمن در آن ، رنج ميکشد تا به ملاقات پروردگارش رسد .
انديشيدم که صبر کردن بر آن ، خردمندانهتر است . بنابراين ، در حالي که خار در چشم و استخوان در گلو داشتم ، صبر کردم و ميراث خود را از دست رفته ميديدم .. . در همه اين مدّت طولاني ، با همه رنج ، صبر کردم .
بردبارترينِ مردم
پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به فاطمهعليها السلام -:تو را به همسري پيشتازترينِ امّتم در اسلام ، داناترينِ آنان و بردبارترينِ آنان درآوردم .
المستدرک علي الصحيحين - به نقل از ابن يحيي -:در حالي که عليعليه السلام در نماز صبح بود ، يکي از اِفراطيان ، ايشان را مخاطب ساخت و اين آيه را خواند:«وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْکَ وَ إِلَي الَّذِينَ مِن قَبْلِکَ لَل-ِنْ أَشْرَکْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَسِرِينَ ؛ قطعاً به تو و به کساني که پيش از تو بودند ، وحي شدهاست: اگر شرک ورزي ، حتماً کردارت تباه ميشود و مسلّماً از زيانکاران خواهي شد» .
عليعليه السلام در حالي که در نماز بود ، چنين پاسخ داد:«فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لَا يَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ ؛ پس صبر کن که وعده خدا حق است ، و زنهار تا کساني که يقين ندارند ، تو را به سبُکْسري وا ندارند» .
قدرت اراده و پايداري
امام عليعليه السلام:بعد از حمد و سپاس خدا ؛ زماني که خداوند سبحان ، محمّدصلي الله عليه وآله را به پيامبري برانگيخت ، از مردم عرب کسي نميتوانست کتابي بخواند و کسي ادّعاي پيامبري و وحي نميکرد . او به همراه کساني که از او پيروي کردند ، با کساني که نافرمانياش کردند ، جنگيد و آنان را به آنچه که موجب رستگاريشان ميگشت ، سوق داد . . .
به خدا سوگند ، من از جمله کساني بودم که در جلو لشگر اسلام بودم [ و لشگر کفر را ميراندم] تا همگي پشت کردند و سپس گِرد آمده ، رام گرديدند . نه ناتوان گشتم ، نه ترسيدم ، نه خيانت کردم و نه سستي ورزيدم .
به خدا سوگند ، باطل را خواهم شکافت و حق را از شکم آن بيرون خواهم کشيد .
المستدرک علي الصحيحين - به نقل از ابن عبّاس -:عليعليه السلام در زمان حيات پيامبر خدا ميفرمود:«خداوند ميفرمايد:"أَفَإِيْن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَي أَعْقَبِکُمْ؛ آيا اگر او بميرد يا کشته شود ، از عقيده خود بر ميگرديد؟" . به خدا سوگند ، پس از آن که خداوندْ ما را هدايت کرد ، هرگز به گذشتهمان برنميگرديم . به خدا سوگند ، اگر بميرد و يا کشته شود ، هر آينه بر آنچه که او جنگيد ، خواهم جنگيد تا درگذرم . به خدا سوگند ، من برادر او ، وليّ او ، پسر عموي او ، و ميراثبر دانش او هستم . چه کسي از من به او سزاوارتر است؟» .
کمال خلوص
الفخري:گفته شده که عليعليه السلام در جنگي مردي را بر زمين افکند و آنگاه بر سينهاش نشست تا سرش را قطع کند . آن مرد ، آب دهان بر صورت وي افکند . عليعليه السلام برخاست و رهايش کرد . وقتي از او درباره چرايي برخاستن و ترک کشتن مرد ، پس از تسلّط بر او پرسيدند ، فرمود:«هنگامي که او آب دهان بر صورتم افکند ، خشمگين شدم . ترسيدم که اگر او را بکُشم ، خشم و غيظ من در کشتن او نقشي داشته باشد و دوست نداشتم که او را جز براي خداي متعال بکُشم».
شرح نهج البلاغة:اگر تو در مناجاتها و دعاهاي او درنگ کني و بر تعظيم خدا و تجليل او در آن دعاها و بر خضوعي که در برابر هيبت خدا در آنها هست و فروتني براي عزّت خدايي و افتادگي در برابر او واقف گردي ، به مقدار اخلاصي که در او هست ، آگاه خواهي شد و خواهي فهميد که آنها از چه دلي برخاسته و به چه زباني جاري شدهاند.
کمال راستي
پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به عليعليه السلام -:تو ... خوش خُلقترين آنان و راستگوترين ايشاني .
امام علي عليه السلام - در سخنراني پس از جريان نهروان -:آيا ميپنداريد که به پيامبر خدا دروغ ميبندم؟! به خدا سوگند ، من اوّلين کسي هستم که او را تصديق کردم . پس هرگز اوّلين کسي نخواهم بود که بر او دروغ ميبندد .
امام علي عليه السلام:به خدا سوگند ، هرگز دروغ نگفتهام و به من دروغ گفته نشده است ، گمراه نگشتهام و کسي به وسيله من گمراه نشدهاست ، و هيچ عهدي با من نشده که فراموش کرده باشم ؛ وگرنه بسيار فراموشکار خواهم بود .
خصائص الأئمّةعليهم السلام:روزي [ عليعليه السلام] حديثي از احاديث پيامبر خدا را نقل کرد . بعضي مردم به بعضي ديگر نگاه کردند . عليعليه السلام فرمود:«از زماني که پيامبر خدا قبض روح شد ، همواره مظلوم بودهام ... با اين حال به من خبر رسيده که شما ميگوييد که من به او دروغ ميبندم . واي بر شما! ميپنداريد من دروغ ميگويم؟ بر چه کسي دروغ ميبندم؟ بر خدا ، در حالي که من اوّلين کسي بودم که به او ايمان آوردم؟! يا بر پيامبر خدا ، و حال آن که من ، اوّلين کسي بودم که او را تصديق کردم؟! ليکن سخني بود که شما از شنيدن آن ، غايب بوديد و از اهل آن نبوديد ، و دانشي بود که از داشتن آن ، ناتوان بوديد و از اهل آن نبوديد ؛ چون من بي بها پيمانه ميکنم و به انديشهها ميريزم - اگر ظرفي وجود داشته باشد - . "وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُو بَعْدَ حِينِم ؛ قطعاً پس از چندي خبر آن را خواهيد دانست"» .
کمالِ از خود گذشتگي
امام زين العابدينعليه السلام:نخستين کسي که براي رضاي خداوند از جانش گذشت ، علي بن ابي طالبعليه السلام بود و عليعليه السلام درباره خوابيدنش در جاي پيامبر خدا سرود:
«با جان خويش ، بهترين کسي را که بر زمين گام نهاده
و بيت عتيق و حجر را طواف کرده ، حراست کردم .
پيامبر خدايي که از اين که بر او مکر ورزند ، بيمناک شد
خداوند مقتدر ، او را از مکر [ آنان ] نجات داد .
پيامبر خدا در غار ، به آسايش ، گذرانْد
و در پناه و حفاظ الهي خوابيد .
و من شب را صبح کردم ، در حالي که آنان را ميپاييدم و بر من بدگمان نگشتند
در حالي که جانم را براي کشته شدن و اسارت ، آماده کرده بودم» .
غيرتمندي بسيار
امام علي عليه السلام - در سخنرانياش پس از يورش مزدوران معاويه به شهر انبار -:به من خبر رسيدهاست که يکي از آنان (مزدوران معاويه) بر زن مسلماني وارد شده و ديگري بر زني در پيمان (غير مسلمان) ، وارد شده و خلخال ، دستبند ، گردنبند و گوشواره او را از او جدا کرده است و او با چيزي جز کلمه استرجاع (إنا للَّه و إنا إليه راجعون گفتن) و طلب ترحّم از وي مانع نشده است و آنگاه ، آنان (مزدوران معاويه) غنيمت بسيار به دست آوردهاند و در حالي که هيچ يک زخمي برنداشتهاند و خوني ريخته نشده ، برگشتهاند . اگر شخص مسلماني از تأسّف بر اين واقعه بميرد ، جاي سرزنش ندارد ؛ بلکه در نظر من ، شايسته آن است .
زينت زهد
پيامبر خداصلي الله عليه وآله:اي علي! خداوند تعالي ، تو را به زينتي آراسته است که بندگانش را به زينتي چنين دوستداشتني در نزد خداوند ، نياراسته است . اين ، آرايشِ نيکان در نزد خداوند عزوجل است:زهد در دنيا ، تو را به گونهاي قرار داده است که چيزي از آن برنميگيري و دنيا نيز چيزي از تو بر نميگيرد . خداوند ، دوستي بينوايان را به تو بخشيده و تو را به اين که آنان پيروت باشند ، خشنود کرده ، و آنان را به اين که تو پيشوايشان باشي ، خشنود ساخته است .
امام علي عليه السلام:اين دنياي شما نزد من از عطسه بزي کمارزشتر است .
امام علي عليه السلام:به خدا سوگند ، اين دنياي شما در نظر من از استخوان خوکي در دست فردي جذامي ، بيارزشتر است .
امام علي عليه السلام:اين دنياي شما نزد من بي اعتبارتر از برگي در دهان ملخي است که آن را ميجَوَد . علي کجا و نعمتهاي فاني و لذّتهاي ناپايدار کجا ! .
امام علي عليه السلام - آنگاه که مردم ميخواستند با عثمان بيعت کنند -:به خدا سوگند ، تا هنگامي که کارهاي مسلمانان سامان يابد و جز به من ستم روا نشود ، تسليم ميشوم ، به خاطر اجر و فضل اين کار و دل کَندن از زخارف و زيور آن که در آن ، کشمکش ميکنيد .
بخشندگي
پيامبر خداصلي الله عليه وآله - در وصف عليعليه السلام -:اين درياي خروشان و خورشيد برآمده ، در بخشش ، از فراتْ بخشندهتر است و دل او وسيعتر از دنياست . هر کس او را خشمگين کند ، نفرين خدا بر او باد !
سنن الدار قطني - به نقل از ابو سعيد -:در [ تشييع] جنازهاي که پيامبر خدا هم بود ، حضور يافتم . هنگامي که [ جنازه را] بر زمين گذاشتند ، پيامبر خدا پرسيد:«آيا بدهياي بر عهده اوست؟». گفتند:آري . از او روي تافت و فرمود:«بر دوستتان نماز بگزاريد» .
هنگامي که عليعليه السلام چنين ديد ، در پي پيامبر خدا رفت و گفت:اي پيامبر خدا! او از بدهيهايش رها گشت و من ، ضامن بدهيهاي اويم . پيامبر خدا بازگشت و بر او نماز گزارد و آنگاه رفت و به عليعليه السلام فرمود:«اي علي ! خدا تو را جزاي خير دهد ! خداوند در روز قيامت از گِروهاي تو بگذرد ، چنان که تو ذمّه برادر مسلمانت را از رَهن ، رها کردي . هيچ بندهاي بدهي برادر ديني خود را نميدهد ، جز آن که در روز قيامت ، خداوند ، گِرو او را ميگشايد» .
فروتني با وجود بزرگي
فضائل الصحابة - به نقل از زادان -:علي بن ابي طالب را ديدم که بند کفشهايي در دست ميگرفت ، در بازارها قدم ميزد و به افراد[ ي که بند کفششان پاره شده بود] ، بند ميداد ، راه گم کرده را راهنمايي ميکرد و باربر را در حمل بار ، ياري ميرساند و اين آيه قرآن را ميخواند:« تِلْکَ الدَّارُ الْأَخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَ الْعَقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ؛ آن سراي آخرت را براي کساني قرار ميدهيم که در زمين ، خواستار برتري و فساد نيستند ، و فرجام [ خوش] ، از آنِ پرهيزگاران است» و ميفرمود:«اين آيه درباره حاکمان و مردمان صاحب قدرت ، نازل شده است».
الغارات - به نقل از صالح -:مادر بزرگ من پيش عليعليه السلام آمد ، در حالي که عليعليه السلام با خود ، خرما حمل ميکرد . سلام کرد و گفت:خرماها را بده تا به جاي تو آن را ببرم . عليعليه السلام فرمود:«پدر خانواده ، بر بردن آن سزاوارتر است» .[ سپس ]فرمود:«از اين [ خرما ]ميل نميکني؟» . گفت:نه ، نميخواهم .
مادر بزرگ صالح ميگويد:عليعليه السلام خرما را به خانهاش برد و آنگاه برگشت و همان روپوش را پوشيده بود و در آن ، هنوز پوست خرما ديده ميشد و در همان لباس ، نماز جمعه خواند .
سخني درباره ويژگيهاي امام
امير مؤمنان علي بن ابي طالبعليه السلام، گنجينه ارزشها و جانش سرشار از ستودنيها و نيکوييها ، و زندگياش مظهر بزرگيهاست و آنچه در اين بخش آوردهايم ، تنها گوشهاي از ويژگيهاي آن امامعليه السلام است. ويژگيهاي والا و شکوهمند او چون دانش ، عصمت و نظاير آن ، در ذيل عنوانهاي خاص خودش آمده است .
با اين حال ، آنچه در اين جا و ديگر جاها آوردهايم ، همه آنچه ممکن است در مورد آن پيشواي بيهمتا گفته شود ، نيست؛ چون درياي عظمت شخصيّت والاي او گستردهتر و ژرفتر از آن است که به توصيف آيد يا قلم ، توان بيان آن را داشته باشد و يا انديشه به ژرفاي آن دست يابد. او کسي است که ميفرمود:
فضيلت ، چون سيل از کوهسار وجودم سرازير است و هيچ تيزپروازي به بلنداي من نميرسد .
علّت ديگر ، آن است که تاريخ ، همه فضايل و بزرگيهاي او را براي نسلهاي بعد ، نقل نکرده است ، و چه بسيار کساني که تلاش ميکردند تا او را از خاطره تاريخ ، محو کنند. با اين حال ، آنچه از آن حضرتْ آشکار شده است ، علي رغم همه تلاشهاي ستمگرانِ جفاپيشه براي محو جلوههاي صفات آن حضرت ، ديدهها را خيره و خِردها را متحيّر ساخته است .
سخن خليل بن احمد فراهيدي درباره امامعليه السلام چه زيبا و رساست که ميگويد:
چه گويم درباره مردي که دوستانش از بيم و دشمنانش از کينه ، فضايل او را پوشيده داشتند و در بين اين دو سرپوشگذاري ، آن قدر فضايل او بسيار است که شرق و غرب را فرا گرفته است؟!
در اين جا اندکي از بسيار متون ديني را که از طريق شيعه و اهل سنّت (هر دو) روايت شده ، ذکر ميکنيم؛ چرا که ما را توان احاطه بر ويژگيهاي شخصيتي کسي چون عليعليه السلام نيست؛ يگانهاي که در ايمان ، دانش ، اخلاق ، جوانمردي ، شجاعت و رحمت، همتراز ندارد ؛ بلکه نميتوان انساني چون او يافت که در وجودش ويژگيهاي متضادّي - که معمولاً در يک شخص، جمع نميشوند - گِرد آمده باشد.
در ميدان رزم ، هرگاه بر دشمني مينگريست و بر او بانگ ميزد ، بدنش ميلرزيد و جان بر لبش ميرسيد ، و هيچ يک از همگنانش به پايگاه او نميرسيدند ، و آن گاه که به اشک حلقه زده بر چشم يتيم مينگريست و يا به کسي که پشتش از رنج روزگار ، خم شده است ، نگاه ميکرد ، دلش به لرزه ميافتاد و اشکش جاري ميشد... و به اين سبب به «گردآورنده اضداد» شناخته شده است .
او در سرتاسر تاريخ و در همه زمينهها بينظير است. او معجزه بزرگ اسلام و پيامبر خداست ، و چرا چنين نباشد ، در حالي که نبوّتْ وي را زير بال گرفته و رسالت ، او را در دامان آن بزرگْ پيامبر افکنده بود و او فاني در جمالِ حق بود.
با همه اينها آن حضرت، خود را در برابر پيامبرصلي الله عليه وآله چگونه ميديد؟
اين را در پاسخ مولاعليه السلام به يکي از افرادي که از دانش بسيار و شناخت ژرف او در شگفت شده بود و پنداشت که وي پيامبر است ، ميتوان يافت ، که گفت:
من بندهاي از بندگان محمّد هستم .
او از آغاز زندگياش همراه و ياور پيامبر خدا بود. تصوير آن حضرت از اين همراهي و دوستياش ، در خطبه معروف به «قاصعه» ، چه قدر دلنشين است!
دل عليعليه السلام ، آبشخور وحي صاف و زلال ، و روحش عطرآگين از تعاليم ربّاني است و همه اينها در ميدان جنگ و سياست ، درخشش ميگرفت .
زندگي عليعليه السلام ، آميزهاي شگفت از علم و عمل و زهد و تلاش بود. او شير جنگ و مبارزه بود و روح بزرگش در دل شب ، آويخته بر ملکوت اعلي!
لحظهاي به خدا کفر نورزيد
پيامبر خداصلي الله عليه وآله:پيشتازان امّتها سه نفرند که لحظهاي کافر نشدند:علي بن ابي طالب ، صاحب ياسين و مؤمن آل فرعون . آنان ، صدّيقاناند و علي ، برترينشان است .
امام علي عليه السلام:من لحظهاي به خدا شرک نورزيدم و لات و عُزّي را هرگز نپرستيدم .
امام باقر عليه السلام - درباره سخن خداوند تعالي:«الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَنَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَل-ِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ؛ کساني که ايمان آورده و ايمان خود را به شرک نيالودهاند ، آنان راست ايمني و ايشان ، راه يافتگاناند» -:درباره علي بن ابي طالبعليه السلام نازل شده است ؛ چون او هرگز ، حتي به اندازه چشم بر هم زدني شرک نورزيد و هرگز لات و عُزّي را نپرستيد .
نخستين مسلمان
پيامبر خداصلي الله عليه وآله:اوّلين کس از شما که بر حوض [ کوثر ] وارد ميگردد ، اوّلينِ شما در اسلام آوردن ، [ يعني ] علي بن ابي طالب است
المعجم الکبير - به نقل از ابو ذر و سلمان -:پيامبر خدا ، دست عليعليه السلام را گرفت و فرمود:«اين ، اوّلين کسي است که به من ايمان آورد و نخستين کسي است که در روز واپسين ، با من دست خواهد داد ؛ اين ، صدّيق اکبر است ؛ اين ، فاروق اين امّت است که بين حق و باطل ، جدايي خواهد افکند ؛ اين ، رئيس مؤمنان است و مال ، رئيس ظالمان» .
المناقب - به نقل از ابن عبّاس -:پيامبر خدا فرمود:«فرشتگان بر من و بر علي بن ابي طالب ، هفت سال درود فرستادند» .
با يقينترين امت
پيامبر خداصلي الله عليه وآله:علي بن ابي طالب ، در اسلام آوردن ، پيشقدمترينِ امّت من و در دانش ، پُر دانشترين و در دينداري ، صحيحترين و در يقين ، با يقينترين ودر بردباري ، کاملترين و در بخشش ، دست و دلبازترين ، و در دليري پُر دلترين آنان است ، و او امام پس از من و جانشين من است .
امام علي عليه السلام:اگر پرده بر افتد ، چيزي بر يقين من افزوده نخواهد شد .
امام علي عليه السلام:من نسبت به پروردگارم بر يقين هستم و در دينم ترديدي ندارم .
خالصترين مؤمن
پيامبر خداصلي الله عليه وآله:اوّلينِ مؤمنان در اسلام آوردن ، خالصترين آنان در ايمان آوردن ، و دست و دلبازترين آنان در بخشش ، سرور مردم پس از من ، رهبر سپيدرويان ، امام زمينيان ، علي بن ابي طالب است .
امام صادق عليه السلام - در زيارت امير مؤمنان -:تو در اسلام آوردن ، نخستينِ قوم بودي ، در ايمان آوردن ، خالصترين ، و در يقين ، استوارترين ، و پُر ترسترين از خدا ، پُر رنجترين و متعهّدترينِ آنان نسبت به پيامبر خدا بودي .
برترين اهل زمين در ايمان
المناقب - به نقل از عمر بن خطّاب -:گواهي ميدهم که از پيامبر خدا شنيدم که ميفرمود:«اگر آسمانهاي هفتگانه و زمينهاي هفتگانه در يک کفه ترازو گذاشته شوند و ايمان علي در کفه ديگر ترازو گذاشته شود ، ايمان علي ، سنگينتر خواهد بود» .
تاريخ دمشق - به نقل از مَصقله عبدي از پدرش -:در زمان خلافت عمر، دو نفر نزد وي آمدند و درباره طلاق کنيز از وي پرسيدند . او با تکيه کردن بر چيزي که بين آن دو بود ، برخاست و به ميان جمعي که در مسجد بودند ، آمد که در بين آنها مردي «اَصلَع» بود . پيش او ايستاد و گفت:اي اصلع! نظر تو درباره طلاق کنيز چيست؟ سرش را بلند کرد و با دو انگشت ، به او اشاره کرد . عمر به آن دو مرد گفت:دو طلاق .
يکي از آن دو گفت:پناه به خدا! پيش تو آمديم که از تو بپرسيم و تو پيشواي مؤمناني و تو با ما آمدي تا نزد اين مرد رسيدي و از او پرسيدي و به اشارهاي که او کرد ، خشنود گشتي؟!
گفت:ميدانيد اين کيست؟
گفتند:نه .
گفت:اين ، علي بن ابي طالب است . گواهي ميدهم که از پيامبر خدا شنيدم که ميفرمود:«اگر آسمانهاي هفتگانه در يک کفه ترازو گذاشته شوند و ايمان علي در کفه ديگر ترازو ، ايمان علي بر آنها سنگيني خواهد داشت» ..
خداوند، دل او را به ايمان آزمود
سُنن التِّرمِذي - به نقل از ربعي بن حراش ، از امام عليعليه السلام ، در رُحبه -:در روز حديبيّه ، گروهي از مشرکان که از جمله آنان سهيل بن عمرو و گروهي از پيشوايان مشرکان بودند ، به سوي ما آمدند و گفتند:اي پيامبر خدا! گروهي از فرزندان ، برادران و بردگان ما به سوي تو آمدهاند . آنان نسبت به دين ، آگاهي ندارند ؛ بلکه به خاطر فرار از کار در اموال و مزارع ما فرار کردهاند . آنان را به سوي ما برگردان .
فرمود:«اگر آنان به دين آگاهي ندارند ، آگاهشان خواهيم ساخت» .
سپس پيامبر خدا فرمود:«اي قريشيان! دست بکشيد ، وگرنه کسي را به سويتان گسيل ميدارم که به خاطر دين ، گردنتان را با شمشير بزند ؛ آن که خداوند ، دلش را به ايمان آزموده است» .
[ ياران ] گفتند:او کيست اي پيامبر خدا؟
ابو بکر گفت:او کيست ، اي پيامبر خدا؟
عمر گفت:او کيست ، اي پيامبر خدا؟
فرمود:«آن ، وصله کننده کفش است» و ايشان کفش خود را به عليعليه السلام داده بود تا وصله کند .
آنگاه ، عليعليه السلام به ما رو کرد و گفت:پيامبر خدا فرمود:«هر کس آگاهانه به من دروغ ببندد ، نشيمنگاهش آتش خواهد بود» .
امام علي عليه السلام:هنگامي که پيامبر خدا مکّه را فتح کرد ، گروهي از قريشيان نزد او آمدند و گفتند:اي محمّد! ما همپيمانان و خويشان توايم . گروهي از بردگان ما به شما پيوستهاند . آنان گرايشي به اسلام ندارند ؛ بلکه از کار فرار کردهاند . آنان را به ما برگردان .
[ پيامبرصلي الله عليه وآله] درباره آنان (فراريان) با ابو بکر مشورت کرد . وي گفت:راست ميگويند . به عمر گفت:تو چه ميگويي؟ گفت:همان گونه که ابو بکر ميگويد . پيامبر خدا فرمود:«اي قريشيان ! خداوند ، يکي از شما را به سويتان گسيل خواهد داشت که قلبش را به ايمان آزموده و گردن شما را براي دين ، خواهد زد» .
ابو بکر گفت:آيا من همانم ، اي پيامبر خدا؟
فرمود:«نه» .
عمر گفت:آن کس منم ، اي پيامبر خدا؟
فرمود:«نه ؛ بلکه او وصله کننده کفش در مسجد است» و ايشان ، کفشش را به عليعليه السلام داده بود تا وصله کند .
ايمان با گوشت و خونش عجين شده
پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به عليعليه السلام -:ايمان با گوشت و خون تو درآميخته است ، چنان که با گوشت و خون من عجين شده است .
سخني درباره زمان اسلام آوردن امام
امام عليعليه السلام برترين مؤمن تاريخ اسلام و در ستيغ ايمان است. ايمان او در ميان مؤمنان از ويژگيهاي بيبديلي برخوردار است. او اوّلين کسي است که به پيامبر خدا ايمان آورده و ايمانش هرگز به شائبه شرک ، آلوده نشد و در استوارْگامي در مسير ايمان و نيرومندي باور ، بينظير بود .
امام عليعليه السلام - چنان که پيشتر بدان اشاره کردهايم - از آغازين روزهاي زندگي بر کنار بستر پيامبر خدا آرميد و با عنايت و سرپرستي پيامبرصلي الله عليه وآله باليد و همگام با خُلق و خوي و منش و روش نبي اکرم ، رشد کرد و همراه او مراحل تکوين نبوّت را نگريست .
كامل ترين مرجع خطاهاي مودم
600 . اگر سيستم در حال شماره گيري باشد و دوباره شماره گيري نماييد اين خطا نمايش داده مي شود .
601 . راه انداز Port بي اعتبار مي باشد .
602 . Port هم اكنون باز مي باشد براي بسته شدن آن بايد كامپيوتر را مجددا راه اندازي نمود.
603 . بافر شماره گيري بيش از حد كوچك است .
604 . اطلاعات نادرستي مشخص شده است .
605 . نمي تواند اطلاعات Port را تعيين كند .
606 . Port شناسايي نمي شود .
607 . ثبت وقايع مربوط به مودم بي اعتبار مي باشد .
608 . راه انداز مودم نصب نشده است .
609 . نوع راه انداز مودم شناسايي نشده است .
610 . بافر ندارد .
611 . اطلاعات مسير يابي غير قابل دسترس مي باشد .
612 . مسير درست را نمي تواند پيدا نمايد .
613 . فشرده سازي بي اعتباري انتخاب شده است .
614 . سرريزي بافر .
615 . Port پيدا نشده است .
616 . يك درخواست ناهمزمان در جريان مي باشد .
617 .Port يا دستگاه هم اكنون قطع مي باشد .
618 . Port باز نمي شود. ( وقتي رخ مي دهد كه يك برنامه از Port استفاده كند ).
619 . Port قطع مي باشد (وقتي رخ مي دهد كه يك برنامه از Port استفاده كند).
620 . هيچ نقطه پاياني وجود ندارد .
621 . نمي تواند فايل دفتر راهنماي تلفن را باز نمايد .
622 . فايل دفتر تلفن را نمي تواند بارگذاري نمايد .
623 . نمي تواند ورودي دفتر راهنماي تلفن را بيابد .
624 . نمي توان روي فايل دفتر راهنماي تلفن نوشت .
625 . اطلاعات بي اساسي در دفتر راهنماي تلفن مشاهده مي شود .
626 . رشته را نمي تواند بارگذاري كند .
627 . كليد را نمي تواند بيابد .
628 . Port قطع شد .
629 . Port بوسيله دستگاه راه دور قطع مي شود. (درست نبودن راه انداز مودم با برنامه ارتباطي).
630 . Port به دليل از كارافتادگي سخت افزار قطع مي شود
631 . Port توسط كاربر قطع شد .
632 . اندازه ساختار داده اشتباه مي باشد .
633 . Port هم اكنون مورد استفاده مي باشد و براي Remote Access Dial-up پيكر بندي نشده است (راه انداز درستي بر روي مودم شناخته نشده است) .
634 . نمي تواند كامپيوتر شما را روي شبكه راه دور ثبت نمايد .
635 . خطا مشخص نشده است .
636 . دستگاه اشتباهي به Port بسته شده است .
637 . رشته ( string ) نمي تواند تغيير يابد .
638 . زمان درخواست به پايان رسيده است .
639 . شبكه ناهمزمان قابل دسترس نيست .
640 . خطاي NetBIOS رخ داده است .
641 . سرور نمي تواند منابع NetBIOS مورد نياز براي پشتيباني سرويس گيرنده را بدهد .
642 . يكي از اسامي NetBIOS شما هم اكنون روي شبكه راه دور ثبت مي گردد ، ( دو كامپيوتر مي خواهند با يك اسم وارد شوند ) .
643 .Dial-up adaptor در قسمت network ويندوز وجود ندارد .
644 . شما popus پيغام شبكه را دريافت نخواهيد كرد .
645 . Authentication داخلي اشكال پيدا كرده است.
646 . حساب در اين موقع روز امكان log on وجود ندارد .
647 . حساب قطع مي باشد .
648 . اعتبار password تمام شده است .
649 . حساب اجازه Remote Access را ( دستيابي راه دور ) را ندارد . ( به نام و كلمه عبور اجازه dial-up داده نشده است.)
650 . سرور Remote Access ( دستيابي راه دور ) پاسخ نمي دهد .
651 . مودم شما ( يا ساير دستگاههاي اتصال دهنده ) خطايي را گزارش كرده است . ( خطا از طرف مودم بوده است.)
652 . پاسخ نا مشخصي از دستگاه دريافت مي گردد .
653 . Macro (دستورالعمل كلان). ماكرو خواسته شده توسط راه انداز در ليست فايل .INF موجود نمي باشد .
654 . يك فرمان يا يك پاسخ در قسمت .INF دستگاه به يك ماكرو نامشخص اشاره مي نمايد .
655 . دستور العمل (پيغام) در قسمت فايل .INF دستگاه مشاهده نمي شود .
656 . دستورالعمل (ماكرو) (default off) در فايل .INF دستگاه شامل يك دستور العمل نامشخص مي باشد .
657 . فايل .INF دستگاه نمي تواند باز شود .
658 . اسم دستگاه در فايل .INF دستگاه يا در فايل .INI رسانه بيش از حد طولاني مي باشد .
659 . فايل .INI رسانه به نام ناشناخته يك دستگاه اشاره مي نمايد .
660 . فايل .INI رسانه براي اين فرمان پاسخي را ندارد .
661 . فايل .INF دستگاه فرمان را از دست داده است .
662 . تلاش براي قرار دادن يك ماكرو ليست نشده در قسمت فايل .INF صورت نگرفته است.
663 . فايل .INI رسانه به نوع ناشناخته يك دستگاه اشاره مي نمايد .
664 . نمي تواند به حافظه اختصاص دهد .
665 . Port براي Remote Access (دستيابي راه دور) پيكر بندي نشده است.
666 . مودم شما (ياساير دستگاههاي اتصال دهنده) در حال حاضر كار نمي كنند .
667 . فايل .INI رسانه را نمي تواند بخواند .
668 . اتصال از بين رفته است .
669 . پارامتر به كار برده شده در فايل .INI رسانه بي اعتبار مي باشد .
670 . نمي تواند نام بخش را از روي فايل .INI رسانه بخواند .
671 . نمي تواند نوع دستگاه را از روي فايل .INI رسانه بخواند .
672 . نمي تواند نام دستگاه را از روي فايل .INI رسانه بخواند .
673 . نمي تواند كاربر را از روي فايل .INI رسانه بخواند .
674 . نمي تواند بيشترين حد اتصال BPS را از روي فايل .INI رسانه بخواند .
675 . نمي تواند بيشترين حد BPS حامل را از روي فايل .INI رسانه بخواند .
676 . خط اشغال مي باشد .
677 . شخص به جاي مودم پاسخ مي دهد .
678 . پاسخي وجود ندارد .
679 . نمي تواند عامل را پيدا نمايد .
680 . خط تلفن وصل نيست .
681 . يك خطاي كلي توسط دستگاه گزارش مي شود .
682 . Writing section name دچار مشكل مي باشد .
683 . Writing device type با مشكل روبرو شده است .
684writing device name. با مشكل روبرو مي باشد .
685 . Writing maxconnectbps مشكل دارد .
686 . Writing maxcarrierBPS دچار مشكل مي باشد .
687 . Writing usage با مشكل مواجه است .
688 . Writing default off دچار مشكل مي باشد .
689 . Reading default off با مشكل مواجه است .
690 . فايل INI خالي ست .
691 . دسترسي صورت نمي پذيرد زيرا نام و كلمه عبور روي دامين بي اعتبار مي باشد
692 . سخت افزار در درگاه يا دستگاه متصل شده از كار افتاده است .
693 . Binary macro با مشكل مواجه مي باشد .
694 . خطاي DCB يافت نشد .
695 . ماشين هاي گفتگو آماده نيستند .
696 . راه اندازي ماشين هاي گفتگو با مشكل روبرو مي باشد .
697 . Partial response looping با مشكل روبرو مي باشد .
698 . پاسخ نام كليدي در فايل INF . دستگاه ، در فرمت مورد نظر نمي باشد .
699 . پاسخ دستگاه باعث سر ريزي بافر شده است .
700 . فرمان متصل به فايل INF . دستگاه بيش از حد طولاني مي باشد .
701 . دستگاه به يك ميزان BPS پشتيباني نشده توسط گرداننده com تغيير مي يابد .
702 . پاسخ دستگاه دريافت مي گردد زماني كه هيچكس انتظار ندارد .
703 . در فعاليت كنوني مشكلي ايجاد شده است .
704 . شماره اشتباه callback .
705 . مشكل invalid auth state .
706 . Invalid auth state دچار مشكل مي باشد .
707 . علامت خطاياب . x. 25
708 . اعتبار حساب تمام شده است .
709 . تغيير پسورد روي دامين با مشكل روبرو مي باشد .
710 . در زمان ارتباط با مودم شما خطاهاي سري يش از حد اشباع شده مشاهده مي گردد.
711 . Rasman initialization صورت نمي گيرد گزارش عملكرد را چك كنيد
712 . درگاه Biplex در حال اجرا مي باشد . چند ثانيه منتظر شويد و مجددا شماره بگيريد .
713 . مسيرهاي ISDN فعال در خط اصلي قطع مي باشد .
714 . كانال هاي ISDN كافي براي ايجاد تماس تلفني در دسترس نمي باشند .
715 . به دليل كيفيت ضعيف خط تلفن خطاهاي فراواني رخ مي دهد .
716 . پيكر بندي remote access IP غير قابل استفاده مي باشد .
717 . آدرسهاي IP در static pool remote access IP وجود ندارد .
718 . مهلت بر قراري تماس PPP پايان پذيرفته است .
719 . PPP توسط دستگاه راه دور پايان مي يابد .
720 . پروتكل هاي كنترلppp پيكر بندي نشده اند .
721 . همتاي PPP پاسخ نمي دهد .
722 . بسته PPPبي اعتبار مي باشد .
723 . شماره تلفن از جمله پيشوند و پسوند بيش از حد طولا ني مي باشد .
724 . پروتكل IPXنمي تواند بر روي درگاه dial –out نمايد زيرا كامپيوتر يك مسير گردان IPX مي باشد .
725 . IPX نمي تواند روي port (درگاه) dial – in شود زيرا مسير گردان IPX نصب نشده است .
726 . پروتكل IPX نمي تواند براي dial – out ، روي بيش از يك درگاه در يك زمان استفاده شود .
727 . نمي توان به فايل TCPCFG . DLL دست يافت.
728 . نمي تواند آداپتور IP متصل به remote access را پيدا كند .
729 . SLIP استفاده نمي شود مگر اينكه پروتكل IP نصب شود .
730 . ثبت كامپيوتر كامل نمي باشد .
731 . پروتكل پيكر بندي نمي شود .
732 . توافق بين PPP صورت نگرفته است .
733 . پروتكل كنترل PPP براي پروتكل اين شبكه ، در سرور موجود نمي باشد .
734 . پروتكل كنترل لينك PPP خاتمه يافته است .
735 . آدرس مورد نياز توسط سرور رد مي شود .
736 . كامپيوتر راه دور پروتكل كنترل را متوقف مي نمايد.
737 . نقطه برگشت ( LOOPBACK DETECTED ) شناسايي شد .
738 . سرور آدرس را مشخص نمي كند .
739 . سرور راه دور نمي تواند از پسورد ENCRYPTED ويندوز NT استفاده نمايد.
740 . دستگاه هاي TAPI كه براي remote access پيكربندي مي گردند به طور صحيح نصب و آماده نشده اند .
741 . كامپيوتر محلي از encryption پشتيباني نمي نمايد.
742 . سرور راه دور از encryption پشتيباني نمي نمايد .
743 . سرور راه دور به encryption نياز دارد .
744 . نمي تواند شماره شبكه IPX را استفاده نمايد كه توسط سرور راه دور در نظر گرفته شده است گزارش وقايع را باز بيني نماييد .
745 . يك فايل مهم و ضروري آسيب ديده است . Dial – up networking را مجددا نصب نماييد .
751 . شماره callback شامل يك كاراكتر بي اعتبار مي باشد . كاراكترهاي زير فقط مجاز دانسته مي شوند : Space, T, P, W, (,), - , @. 0تا9 .
752 . در زمان پر دازش script يك خطاي نحوي صورت ميگيرد .
753 . اتصال نمي تواند قطع شود زيرا توسط مسير گردان چند پروتكلي ايجاد شده است .
754 . سيستم قادر به يافتن bundle چند انصالي نمي باشد .
755 . سيستم قادر به اجراي شماره گيري خودكار نمي باشد زيرا اين ورودي يك شماره گير عادي را دارد .
756 . اين اتصال هم اكنون در شماره گيري مي باشد .
757 . خدمات دستيابي راه دور خود به خود آغاز نمي شوند اطلا عات بيشتري در گزارش وقايع در اختيار شما قرار مي گيرد.
758 . اشتراك اتصال اينترنت هم اكنون روي اين اتصال ميسر مي گردد .
760 . در زمان فراهم آوري امكانات مسير يابي ، اين خطا رخ مي دهد .
761 . در زمان فراهم شدن اشتراك اتصال اينترنت براي اين اتصال اين خطا ايجاد مي گردد.
763 . اشتراك اتصال اينترنت فعال نمي باشد . دو اتصال LAN و يا بيشتر به علاوه اتصالي كه با اين LANها مشترك شده است وجود دارد .
764 . دستگاه كارت خوان smartcard نصب نيست .
765 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي باشد . اتصال LAN با آدرس IP در حال حاضر پيكر بندي مي شود كه براي آدرس گذاري اتوماتيك IP مورد نياز مي باشد .
766 . سيستم نمي تواند هيچ گواهي اي را بيابد .
767 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي گردد اتصال LAN بر روي شبكه شخصي انتخاب مي گردد كه بيش از يك آدرس IP را پيكر بندي كرده است . اتصال LANرا با يك آدرسIP مجزا ، مجددا پيكر بندي نماييد قبل از اينكه اشتراك اتصال اينترنت صورت گيرد .
768 . به دليل رمز دار نكردن داده ها اتصال صورت نمي پذيرد .
769 . مقصد مشخصي قابل دست يابي نمي باشد .
770 . دستگاه راه دور تلا ش براي ايجاد اتصال را نمي پذيرد.
771 . اقدامات اتصال صورت نمي گيرد زيرا شبكه اشغال مي باشد .
772 . سخت افزار شبكه كامپيوتر راه دور با نوع تلفن مورد نياز سازگاري ندارد .
773 . امكان ايجاد اتصال موثر نمي باشد زيرا شماره مقصد تغيير كرده است .
774 . به دليل از كار افتارگي موقت ، اتصال صورت نمي گيرد .
775 . مكالمه تلفني توسط كامپيوتر راه دور متوقف شد .
776 .مكالمه تلفني نمي تواند وصل گردد زيرا مقصد خواسته است كه ويژگي را حفظ نمايد .
777 . اتصال صورت نمي گيرد زيرا مودم ( يا ساير وسايل ارتباط دهنده ) روي كامپيوتر راه دور دچار مشكل مي باشند .
778 . تاييد هويت سرور غير ممكن مي باشد .
779 . براي بر قراري dial – out اين اتصال بايد از smartcard استفاده نماييد .
780 . عمل انجام شده براي اين اتصال بي اعتبار مي باشد
781 . تلاش براي رمز گذاري (encryption) صورت نمي گيرد زيرا گواهي معتبري يافت نمي گردد .
782 . ترجمه آدرس شبكه (NAT) در حال حاضر به عنوان يك پروتكل مسير يابي نصب مي گردد و بايد قبل از اينكه اشتراك اتصال اينترنت فراهم گردد حذف شود .
783 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي باشد . اتصال LAN كه به عنوان شبكه شخصي انتخاب مي گردد يا فراهم نمي شود و يا از شبكه قطع مي باشد . لطفا قبل از فراهم شدن اشتراك اتصال اينترنت از اتصال آداپتور LAN مطمئن شويد .
784 . در حالي كه اين اتصال را در زمان log on استفاده مي كنيد شما نمي توانيد شماره بگيريد زيرا اين اتصال براي استفاده از نام كاربري پيكر بندي شده است كه متفاوت از نام كاربر روي smartcard مي باشد . چنانچه بخواهيد آنرا در زمان log on استفاده نماييد بايد براي استفاده از (username) روي كارت smart آنرا پيكربندي كنيد .
785 . در صورت استفاده از اين اتصال در زمان log on شما نمي توانيد شماره گيري نماييد زيرا براي استفاده از يك smartcard پيكر بندي نشده است . چنانچه بخواهيد آنرا در زمان log on به كار ببريد بايد امكانات اين اتصال را تصحيح و آماده نماييد به طوري كه smartcard استفاده نمايد .
786 . مبادرت به اتصال L2TP صورت نمي پذيرد زيرا هيچ گواهينامه معتبري براي تصديق (authentication) امنيت روي كامپيوتر شما وجود ندارد .
787 . اتصال L2TP غير ممكن است زيرا لايه امنيتي نمي تواند كامپيوتر راه دور را authentication نمايد .
788 . تلاش براي ايجاد اتصال L2TP بي نتيجه مي باشد زيرا لايه امنيتي نمي تواند پارامترهاي سازگار با كامپيوتر راه دور را فراهم نمايد .
789 . تلاش براي اتصال L2TP فراهم نمي گردد زيرا لايه امنيتي با يك خطاي پردازشي در طول سازگاري با كامپيوتر راه دور مواجه است .
790 . تلاش براي اتصال L2TP صورت نمي گيرد زيرا تاييد گواهينامه بر روي كامپيوتر راه دور ميسر نمي باشد .
791 . اتصال L2TP ميسر نمي باشد زيرا خط مشي امنيتي (security policy) براي اتصال يافت نمي شود .
792 . اتصال L2TP صورت نمي گيرد زيرا زمان توافق امنيتي به پايان رسيده است .
793 . اتصال L2TP ميسر نمي گردد زيرا اين خطا رخ مي دهد در حالي كه در مورد امنيت به توافق مي رسند .
794 . ويژگي RADIUS ا ين كاربر PPP نمي باشد .
795 . ويژگي RADIUS نوع تونلي براي اين كاربر ، نادرست مي باشد .
796 . ويژگي RADIUS نوع خدمات براي اين كار نه قالب بندي مي شود و نه callback قالب بندي مي شود .
797 . مودم پيدا نشد .
798 . گواهينامه اي شناسايي نمي شود كه بتواند پروتكل قابل ارائه استفاده شود .
799 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي گردد زيرا دو IP شبيه به هم در شبكه وجود دارد . IC ها به ميزباني نيازمند مي باشند كه براي استفاده از 192 ، 168 ، 0 ، 1 پيكر بندي شده است . مطمئن شويد كه هيچ سرويس گيرنده ديگري براي استفاده از 192 ، 168 ، 0 ، 1 پيكر بندي نشده است .
برادران راحت حق
800 . قادر به ايجاد اتصال VPN نمي باشد . سرويس دهنده VPN در دسترس نمي باشد و يا ممكن است پارامترهاي امنيتي براي اتصال به درستي پيكربندي نشده باشند .
برادران راحت حق


