تبليغاتX
آخرین امید

                           آخرین امید




۱۲ بهمن
 : شهادت امام حسن عسگری(ع) ـ بازگشت امام خمینی(ره) به میهن اسلامی انقلاب اسلامی،امامت

حضرت ولی عصر (عج)، امام خمینی (ره)،ولایت و رهبری

*******
۱۳ بهمن: انقلاب اسلامی، ایمان، جهاد ، شهادت
*******
۱۴ بهمن:روز فناوری فضایی – انقلاب اسلامی، انتظار فرج ، حاکمیت جهانی اسلام و استکبارستیزی
*******
۱۵ بهمن: انقلاب اسلامی، جهاد اقتصادی، فرهنگ و احیای ارزشهای اسلامی
*******
۱۶ بهمن:آغاز هفته وحدت – انقلاب اسلامی، قرآن، بصیرت دینی و وحدت امت اسلامی
*******
۱۷ بهمن:انقلاب اسلامی، رسالت و منزلت زن مسلمان
*******
۱۸ بهمن:انقلاب اسلامی، جوانان، خودباوری و نهضت علمی
*******
۱۹ بهمن:روز نیروی هوایی انقلاب اسلامی، آمادگی دفاعی، بسیج و اقتدار ملی
*******
۲۰ بهمن:انقلاب اسلامی، عدالت گستری، مردم سالاری دینی و حمایت از مستضعفان
*******
۲۱ بهمن:روز احسان و مهرورزی ـ میلاد حضرت محمد (ص) – میلاد حضرت امام جعفر صادق(ع) – انقلاب
جهانی اسلام، پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) و بیداری اسلامی




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 توسط محمدرضا کاهانی



نگاهی به زندگانی شهید شوشتری- مسیح بلوچستان


در دوازدهمين روز ارديبهشت‌ماه 1327 ه.ش كودكي در «ينگجه» سرولايت نيشابور پا به عرصه جهان نهاد كه پدر و مادرش نام او را –به دليل عشق و محبتي كه به اميرمومنان، علي(عليه‌‌السلام) در دل داشتند- «نورعلي» گذاشتند. خانواده نورعلي، خانواده‌اي مذهبي و متدين بو‌د و پدرش «حاج‌‌فرج‌الله» كدخدا و بزرگ «ينگجه» در همه حال از مردم، دستگيري و حمايت مي‌كرد. او در خانواده‌اي كه عشق و علاقه به اهل بيت رسول، نسل به نسل و سينه به سينه به هم رسيده بود، در دامن مادري نيكو خصال به نام ‌«زهرا» رشد كرد.



ديروز دنبال گمنامي بوديم و امروز مواظبيم ناممان گم نشود
!

                                 جبهه بوي ايمان مي داد و اينجا ايمانمان بو مي دهد!  

ديروز از هرچه بود گذشتيم، امروز از هرچه بوديم!

آنجا پشت خاکريز بوديم و اينجا در پناه ميز!

   الهي! بصيرمان باش تا بصير گرديم و بصيرمان کن تا از مسير برنگرديم!

و ... آزادمان کن تا اسير نگرديم!

*سردار شهيد شوشتري*




ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 توسط محمدرضا کاهانی



.
او به وضع تداركات رزمندگان به صورت جدي رسيدگي مي‌كرد.
شهيد خرازي يك عارف بود. هميشه با وضو بود. نمازش توام با گريه و شور و حال بود و نماز شبش ترك نمي‌شد.
او معتقد بود: هرچه مي‌كشين و هرچه كه به سرمان مي‌آيد از نافرماني خداست و همه، ريشه در عدم رعايت حلال و حرام خدا دارد. ..................



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه نهم اسفند 1389 توسط محمدرضا کاهانی



 

سلام .دیروز وامروزداشتم فوتبال نگاه میکردم .همه ورزشگاهها صحبت ازسردارشهیدخرازی  ویاداوبود.گفتم شاید برای بعضی ها جالب باشه بدونندشهیدخرازی کی بوده برای چی بهش میگفتندابوالفضل جبهه ها



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه ششم اسفند 1389 توسط محمدرضا کاهانی



بنام خدا

راوی حمیدخلخالی

عشق اوبه خانم صدیقه طاهره (سلام الله علیها)بیشترازاین حرفهابودکه به زبان بیاید،یاقابل وصف باشد.یک باربین بچه هاگفت: دوست دارم باخون گلوم ،اسم مقدس مادرم روبنویسم.

به هم نگاه کردیم. نگاه بعضی هاتعجب زده بود:اینکه میخواست باخون گلویش بنویسد،



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه ششم اسفند 1389 توسط محمدرضا کاهانی



به بهانه ایام شهادت ولی نعمتمان حضرت علی ابن موسی الرضا علیه آلاف تحیة والثناء

حضرت رضاعلیه السلام ،عنایات فراوانی به کاروان ماواعضاء آن داشته اند که درنوع خودهمه شیرین وبه یادماندنی است ،امایکی ازآن ها برای ما یادآورصحنه های دردناکی است.

کاروان پیاده ی محبان الرضاعلیه السلام ازشهربافق همه ساله عازم مشهدمقدس میشود.

چندسال قبل دربین راه ، ماشینی کناربچه هاترمزکرد.زن ومردی داخل آن بودندکه ظاهربسیارنامناسب آن ها نشان میداد تقیدی به شرع مقدس ندارند.آن هابه ماخندیدند، مردباحالتی تمسخرآمیزبه ماگفت:کورهستید؟! ماچیزی نگفتیم، دوباره گفت: پرسیدم کورهستید؟! گفتم : کوربودیم، بیست روز است بیناشده ایم ودربین راه، چشم مان کاملا بازمیشودانشاءالله....

توهینی کردوگفت :......عصر،عصرکامپیوتروهوافضااست. مردم باهواپیماهم به زورسفرمیکنند،آن وقت شماپیاده به راه افتاده اید...........

گفتم :برادرعزیز! اگرحوصله داری بیا پایین، ماازشماپذیرایی میکنیم، آن وقت تاهرزمانی که شمابخواهید باهم صحبت میکنیم، اگرشمارا قانع کردم وخود شماحق رابه ما دادید که خداحافظ! شمابروید...اگرنتوانستم، به خداقسم من که مدیراین کاروانم باشماسوارماشین میشوم.

گوشش به این حرفها بدهکارنبود، توهین دیگری کردوبا مهارت خاصی به چندتن ازبچه ها زد وآنهارا انداخت ورفت. برخی اعضاء خیلی ناراحت شدند.....برخی گریه میکردند.

من برای آنهاازقرآن کریم ، سرگذشت رسول اکرم صلی الله علیه وائمه معصومین علیهم السلام راگفتم وبه راه خود ادامه دادیم. چند صدمترآن طرف تر،همان ماشین رابا وضعیتی غیرقابل باور واسفناک ، زیریک کامیون دیدیم وله شدن ماشین وسرنشینان آن، صدای آژیرآمبولانس وپلیس و....صحنه دردناکی رقم زده بود.

ماشکایتی نکردیم ، حضرت رضاعلیه السلام هم همان امام رئوف هستند اما گاه پیمانه ی فردازگناه وطغیان پرمیشود ونتیجه کارخودرامیبیندواین دو منافاتی باهم ندارند.

راوی : سیدعلی طباطبایی (مدیرکاروان های پیاده ی بافق یزد)




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 توسط محمدرضا کاهانی



شدت در راه خدا

مسند أحمد بن حنبل - به نقل از ابو سعيد خُدْري -:مردم از دست علي‏عليه السلام شاکي شدند . پيامبر خدا به سخنراني در بين ما برخاست و شنيدم که مي‏فرمود:«اي مردم! از علي شکايت نکنيد . به خدا سوگند که او در کار خدا و يا در راه خدا ، به راستي با شدّت عمل مي‏کند .

 الإرشاد:پيامبر خدا ، جارچي خود را فرمان داد تا در بين مردم فرياد زند که:زبان خود را از [ نکوهش ] علي بن ابي طالب کوتاه کنيد . او در کار خداي عزوجل خشن است و در کار دينش سازشکاري نمي‏کند ( کوتاه نمي‏آيد) .

امام علي عليه السلام:اگر در راه خدا کشته شوم و باز زنده گردم ، آن گاه کشته شوم و زنده گردم تا هفتاد بار ، از شدّت عمل در راه خدا و جهاد با دشمنان خدا دست برنخواهم داشت .

جمع بين اضداد

نهج البلاغة - در باره امام علي‏عليه السلام -:از شگفتي‏هاي وي که منحصر به اوست و کسي در آن مشارکت ندارد ، سخنان وي درباره زهد و پند و تذکّر و موعظه است. اگر شخصِ دقيق در آنها دقّت کند و متفکّري در آنها بينديشد و فارغ از اين باشد که اين کلام ، سخن فردي چون اوست که از عظمتِ قدر و نفوذ فرمان و احاطه بر گُرده‏ها برخوردار است ، بدون ترديد خواهد انديشيد که کلام ، از آنِ فردي است که جز از زهد ، بهره‏اي ندارد و به غير از عبادت ، به کاري نمي‏پردازد ، در بر روي خود بسته و يا به دلِ کوه‏ها پناه بُرده و جز بانگ نَفَس خويش را نمي شنود و غير از خودش را نمي‏بيند و باور نخواهد کرد که اين کلام ، سخن کسي است که با شمشير آهيخته در ميدان جنگ گام مي‏نهد ، سرها را از تن جدا مي‏کند و با دليران درگير مي‏شود ، و در حالي که از شمشيرش خونْ روان است و خون کشته‏شدگان از آن مي‏چکد ، از ميدان بر مي‏گردد و با اين حال ، زاهدِ زاهدان و عارفِ عارفان است.

 و اين از فضيلت‏هاي شگفت و ويژگي‏هاي ظريف اوست که ويژگي‏هاي متضاد را در خويشتن جمع مي‏کند و خصايص پراکنده را گِرد مي‏آورد.

نخستين نمازگزار با پيامبر

پيامبر خداصلي الله عليه وآله:اي علي! تو نخستين کسي هستي که به من ايمان آوردي و مرا تصديق کردي . تو نخستين کسي هستي که مرا در کارم ياري کردي و همراه من با دشمنم جنگيدي . تو نخستين کسي هستي که با من نماز گزاردي و مردم در آن روز ، در غفلت ناداني بودند .

 امام علي‏عليه السلام:من نخستين کسي هستم که با پيامبر خدا نماز گزاردم .

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله:فرشتگان بر من و بر علي ، هفت سال درود فرستادند ؛ چون ما نماز مي‏خوانديم و کسي همراهمان نماز نمي‏گزارد .

نخستين عبادت کننده از بين امت

 

امام علي عليه السلام:همراه پيامبر خدا ، هفت سالْ خدا را پرستيدم ، پيش از آن که از اين امّت ، کسي او را بپرستد .

امام علي عليه السلام:هيچ کس جز خودم را از بينِ اين امّت نمي‏شناسم که پس از پيامبرمان خدا را پرستيده باشد . پيش از آن که کسي از اين امّتْ خدا را بپرستد ، هفت سالْ خدا را پرستش کردم .

 فضائل الصحابة - به نقل از حَبّه عُرَني ، از امام علي‏عليه السلام -:«بار الها! بجز پيامبرت بنده‏اي از اين امّت را نمي‏شناسم که پيش از من تو را پرستش کرده باشد» . اين را سه بار تکرار کرد و آن‏گاه گفت:«پيش از آن که کسي نماز بگزارد ، هفت سالْ نماز گزاردم» .

 

اهتمام به دعا

 

امام صادق‏عليه السلام:امير مؤمنان ، مردي پُر دعا بود.

امام علي‏عليه السلام:هيچ گرفتاري - گرچه گرفتاري‏اش بسيار باشد - ، به دعا کردن ، سزاوارتر از شخص آسوده نيست ؛ چرا که از بلا در امان نيست.

امام علي‏عليه السلام - خطاب به پسرش امام حسن‏عليه السلام -:بدان ، آن که گنجينه‏هاي آسمان‏ها و زمين در دست اوست ، به تو براي دعا کردن اذن داده است و پذيرش آن را تعهّد نموده و به تو فرمان داده است تا از او درخواست کني تا به تو ببخشد ، و از او رحمت خواهي تا به تو رحم کند و[ نيز ] بين تو و او ، کسي را که مانعت شود ، قرار نداده و تو را به کسي که بين تو و او شفيع باشد ، حوالت نداده است ، و اگر بدي کرده‏اي ، از توبه منعت نساخته است... و براي تو درِ توبه و بازگشت و خشنودسازي را گشود .

 هرگاه او را بخواني ، صدايت را مي‏شنود و هرگاه با او مناجات کني ، مناجاتت را مي‏داند . از اين رو ، خواست دلت را به او مي‏رساني و راز دلت را در پيشش مي‏گشايي و غم‏هايت را با او دردِ دل مي‏کني و گشودن غم‏هايت را از او مي‏خواهي و در کارهايت از او ياري مي‏جويي و از گنجينه رحمتش چيزهايي را که جز او بر دادنش توانمند نيست ، مي‏خواهي ، از قبيل:فزوني عمر، سلامت بدن و فراواني روزي.

 آن‏گاه با اجازه دادن به تو در درخواست از او ، کليد گنجينه‏هايش را در دستان تو قرار داد، تا هرگاه خواستي ، درهاي نعمتش را با دعا بگشايي و باران پياپي نزول رحمتش را از او بخواهي.

امام علي‏عليه السلام:بسيار دعا کن تا از وسوسه شيطان ، در امان باشي.

 

پيشواي مجاهدان

 

پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به علي‏عليه السلام -:تو ... در جنگ ، دلاورترين، در بخشش ، دست و دل‏بازترين، در دنيا زاهدترين ، و در جهاد ، قوي‏ترينِ آناني .

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله:برترين شما علي بن ابي طالب است . در اسلام آوردن ، پيشتازترين شما، و در ايمان ، با ايمان‏ترين شما، و در دانش ، داناترين، و در بردباري ، بردبارترين ، در خشم براي خدا ، شديدترين ، و در جنگ و جهاد ، ضربه‏زننده‏ترينِ شماست.

 شرح نهج البلاغة:در نزد دوست و دشمنش معلوم است که وي (علي‏عليه السلام) در جنگ در راه خدا سرورِ مجاهدان است و آيا [ فضيلت ] جهاد ، از آنِ کسي جز اوست؟ و مي‏داني که بزرگ‏ترينِ جنگ‏هايي که پيامبر خدا انجام داد ، بدر بزرگ بود که سخت‏ترين ضربه بر مشرکان بود ؛ جنگي که هفتاد نفر از مشرکان ، در آن کشته شدند و علي‏عليه السلام نصف آن تعداد را به تنهايي کُشت و مسلمانان و فرشتگان ، نصف ديگر را کشتند.

 اگر مغازي محمّد بن عمر واقدي و تاريخ الأشراف احمد بن يحيي بن جابر بَلاذُري و ديگر کتاب‏ها را مطالعه کني ، درستي اين ادّعا را خواهي فهميد ، گذشته از کساني که در غير آن جنگ (از جمله در اُحد و خَندق) به دست او کشته شدند. اين موضوع ، جاي بحث طولاني را ندارد ؛ چرا که از آگاهي‏هاي بديهي به شمار مي‏آيد ، درست مثل علم به وجود مکّه يا مصر و نظير آنها .

همسنگ کردن خويش با ناتوان‏ترين‏ها

 

امام علي‏عليه السلام:خداوند ، مرا پيشواي بندگانش قرار داده است و بر من واجب کرده که خودم، خوردنم، نوشيدنم و پوششم را به قدر ناتوان‏ترينِ مردم قرار دهم تا ندار به ناداري‏ام اقتدا کند و ثروت ثروتمند ، او را سرکش نسازد.

 الکافي - به نقل از صالح بن ابي حمّاد و احمد بن محمّد و ديگران ، درباره امام علي‏عليه السلام در جريان انتقاد ايشان از عاصم بن زياد ، که لباس درشت پوشيده و از اجتماع ، دوري گزيده بود و برادرش ربيع بن زياد ، شکايت او را نزد علي‏عليه السلام برده بود که به خاطر اين رفتار ، خانواده‏اش را غمگين و فرزندانش را محزون ساخته است -:[ فرمود :] «عاصم بن زياد را نزد من بياوريد».

 او را آوردند. هنگامي که او را ديد ، با او ترش‏رويي کرد و به وي فرمود:«از خانواده‏ات شرم نمي‏کني؟ به فرزندانت رحم نمي‏کني؟ آيا مي‏پنداري که خداوند ، پاکي‏ها را براي تو حلال شمرده ، ولي از اين که از آنها استفاده کني ، ناخشنود است؟! تو نزد خداوند ، کوچک‏تر از اين هستي .

 آيا خداوند نمي‏گويد:"وَالأَرْضَ وَضَعَهَا لِلأَنَامِ - فِيْهَا فَاکِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الأَکْمَامِ؛ و زمين را براي مردم نهاد. در آن، ميوه است و نخل‏ها با خوشه‏هاي غلاف‏دار"؟ آيا خداوند نمي‏گويد:"مَرَجَ البَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ - بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ؛   ميان آن دو ، حدّ فاصلي است که به هم تجاوز نمي‏کنند" تا آن‏جا که مي‏گويد:"يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللؤلُؤُ وَالمَرْجَانُ؛   از هر دو [ دريا ] مرواريد و مرجان برآيد"؟

 به خدا سوگند ، نشان دادن [ و بيان کردن ]نعمت‏هاي خداوند ، با رفتار ، پيش او محبوب‏تر از نشان دادن [ و بيان ] آن به گفتار است و خداوند متعال مي‏فرمايد:"وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث؛   و از نعمت پروردگار خويش [ با مردم ] سخن گوي"».

 عاصم گفت:اي امير مؤمنان! پس چرا تو در غذا خوردنت ، به غذاي خشک و در لباس پوشيدنت ، به لباس خشنْ بسنده کرده‏اي؟

 فرمود:«واي بر تو! خداوند عزوجل بر پيشوايان حق ، واجب ساخته که خود را همسنگ ناتوان‏ترينِ مردم سازند تا فقرِ تهي‏دست ، وي را به شورش وا ندارد».

صدقه‏هاي علي

 

امام باقر يا امام صادق‏عليه السلام:علي‏عليه السلام بندگان زيادي را آزاد ساخت.

امام صادق‏عليه السلام:علي‏عليه السلام هزار بنده را از دستْ‏رنج خود ، آزاد کرد و تا زماني که پيش شما بود ، شيريني‏اش خرما و شير ، و لباسش کرباس بود.

 امام صادق‏عليه السلام:امير مؤمنان ، بيل مي‏زد و زمين را زير و رو مي‏کرد و پيامبر خدا ، هسته را با آب دهانش خيس مي‏کرد و مي‏کاشت و همان ساعت ، سبز مي‏شد، و امير مؤمنان ، هزار بنده را از مال خود و دست‏رنج خويش ، آزاد کرد.

پيمان برادري بستن پيامبر بين يارانش پيش از هجرت

المُحبَّر - در يادکردِ پيمان برادري بستن پيامبرصلي الله عليه وآله بين مهاجران ، پيش از بعثت -:وي در مکّه ، بين آنان ، برپايه حق و برابري با يکديگر پيمان بست، و بين خود و علي بن ابي طالب ، اين پيمان را برقرار کرد

 السيرة الحلبيّة:پيش از هجرت ، بين مسلمانان، يعني مهاجران ، بر پايه حق و برابري پيمان بست و بين ابو بکر و عمر، بين حمزه و زيد بن حارثه، بين عثمان و عبد الرحمان بن عوف، بين زبير و ابن مسعود، بين عبادة بن حارثه و بلال، بين مصعب بن عمير و سعد بن ابي وقّاص، بين ابو عبيدة بن جرّاح و سالمْ آزاد شده ابو حذيفه، بين سعيد بن زيد وطلحة بن عبيد اللَّه ، و بين علي‏عليه السلام و خودش پيمان برادري بست و فرمود:«آيا خشنود نيستي که برادر تو باشم؟».

 گفت:چرا ، اي پيامبر خدا ! خشنودم» .

 فرمود:«تو در دنيا و آخرت ، برادر مني»

 

بسته شدن درها بجز در خانه علي

 

در آغاز هجرت پيامبر خدا به مدينه ، از خانه برخي ياران پيامبرصلي الله عليه وآله

دري کوچک به مسجد پيامبرصلي الله عليه وآله باز شد که به هنگام نياز به حضور در

مسجد از همان در وارد مي‏شدند ، تا آن که از سوي خداوند ، دستور آمد که همه درها

به جز در خانه علي‏عليه السلام به مسجد بسته شود و پس از آن تنها درِ خانه پيامبر

اکرم و علي‏عليه السلام مستقيماً به مسجد باز مي‏شد. اين باب براي توضيح اين جريان

است.

سنن التِّرمَذي - به نقل از ابن عبّاس -:پيامبر خدا فرمان به بستن درها [ به مسجد] بجز در [ خانه] علي‏عليه السلام داد.

پيمان‏شکني امت

پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به علي‏عليه السلام -:اُمّت با تو پيمان‏شکني خواهند کرد.

 امام علي‏عليه السلام:از چيزهايي که پيامبرصلي الله عليه وآله به من گوشزد کرده ، اين است که:«امّت ، پس از من با تو پيمان‏شکني خواهند کرد».

الإرشاد - به نقل از حکيم بن جُبَير، از کسي که از او حديث کرده -:علي‏عليه السلام در رُحْبه سخنراني کرد و فرمود:«اي مردم! شما مرا بر آن داشتيد که بگويم .آگاه باشيد! سوگند به پروردگار آسمان‏ها و زمين ، دوست من به من گوشزد کرده که:«امّت با تو پس از من ، پيمان‏شکني خواهند کرد».

پيامبر خداصلي الله عليه وآله:اي علي! تو پس از من باقي خواهي ماند و به امّت من گرفتار خواهي شد و در روز قيامت ، در پيشگاه خدا دادخواهي خواهي کرد.

پر دل‏ترين مردم

پيامبر خداصلي الله عليه وآله:علي ، دليرترينِ مردم است.

 اُسدالغابة - به نقل از سعد -:وي (علي‏عليه السلام) را ديدم که با شمشير ، سرکردگان مشرکان را از دمِ تيغ مي‏گذرانْد و مي‏فرمود: «شب را نمي‏خوابم . من همواره بيدارم».

 امام علي‏عليه السلام:چنان مي‏بينم که گوينده‏اي از شما مي‏گويد:اگر اين ، غذاي فرزند ابو طالب است ، از جنگ با هماوردان و مبارزه با شجاعان ، ناتوان مي‏گردد . بدانيد که چوب درخت بيابان ، محکم‏تر است ، و سبزه‏هاي زيبا ، پوستْ نازک‏ترند . [ چوب ]روييدني‏هاي با آب باران [ که از آب ، کم بهره‏اند] ، پُر آتش‏تر و دير خاموشي‏ترند .

 و من نسبت به پيامبر خدا ، چون نوري از نور و ساعد از بازويم . به خدا سوگند ، اگر همه عرب در جنگ با من پشتيبان يکديگر باشند ، از آنان روي نخواهم گردانْد ، و اگر فرصت دست دهد ، به سوي آن خواهم شتافت و هر آينه ، تلاش خواهم کرد که زمين را از وجود اين شخصِ از فطرت برگشته و پيکر سرگشته ، پاک کنم تا کلوخک‏ها از لابه‏لاي دانه‏هاي گندم ، جدا شود..

جنگجوي بي‏بديل

النهاية - به نقل از ابن عبّاس ، در توصيف علي‏عليه السلام -:هيچ جنگجويي را مانند او نديدم که به جنگاوري معروف و به فنون جنگ آشنا باشد.

 وقعة صِفّين - به نقل از معاويه -:به خدا سوگند ، پسر ابو طالب ، به جنگ هيچ کس نرفت ، مگر آن که زمين را از خونش سيراب ساخت.

 المناقب:گروهي از سران بني اُميّه پيش معاويه گِرد آمده بودند و از دليري علي‏عليه السلام و دليري مالک اشتر ، حرف مي‏زدند . عُتْبة بن ابي سفيان گفت:اشتر ، شجاع است ؛ امّا علي در شجاعت، هيبت و قدرت ، بي‏نظير است.

 شرح نهج البلاغة:روزي معاويه چشم گشود و ديد که عبد اللَّه بن زبير ، پايين پايش بر روي تختْ نشسته است. معاويه نشست.

 عبد اللَّه ، شوخي‏کنان گفت:اي اميرمؤمنان! اگر مي‏خواستم تو را بکُشم ، مي‏کشتم .

 معاويه گفت:اي ابو بکر! براي ما شجاع شده‏اي؟!

 گفت:چه‏طور شجاعت مرا انکار مي‏کني ، در حالي که در جنگ ، برابر علي بن ابي طالب ايستادم .

 معاويه گفت:اگر چنين بود ، او حتماً تو را و پدرت را با دست چپ مي‏کشت ، در حالي‏که دست راست او ، همچنان خالي بود و به دنبال کسان ديگري بود که مي‏خواست هلاک کند!

 رسائل الجاحظ:گفتند:در بين ياران پيامبرصلي الله عليه وآله کسي که به اندازه علي‏عليه السلام دشمنان به دستش کشته شده باشند ، نمي‏شناسيم و هيچ کس نيست که رؤسا، بزرگان، فرماندهان و رهبران را ، به اندازه‏اي که توسط علي بن ابي طالب‏عليه السلام کشته شده‏اند ، کشته باشد . کشتن يک رئيس - گرچه وي از بعضي سوارکاران در شجاعتْ پايين‏تر باشد - ، کار سخت‏تري است . چون کشتن يک رئيس ، براي مسلمانانْ سخت‏تر و کارسازتر از کشتن جنگجويي است که از رئيس ، قوي‏تر باشد ، و علي‏عليه السلام کسي است که هم رئيسان و هم دليران را به قتل رسانده است.

 او شگفتي ديگري هم دارد که با همه فراواني آنهايي که کشت و آنهايي که به مَصافشان رفت و آنهايي که از دم شمشير گذرانْد ، هرگز کسي را مجروح نکرد و به کسي ضربه نزد ، مگر اين که کشته شد.

پایان

منابع :

ردیف

نام کتاب

نویسنده

مترجم

ناشر

محل نشر

سال چاپ

1

شرح نهج البلاغه

ابن ابی الحدید

حسین غفاری

بنیاد معارف اسلامی

قم

1379 چاپ اول

2

المناقب

موفق بن احمد

مالک محمودی

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

قم

1421

قمری

3

شمشیر درنیام

خسرو آقا یاری

........

محیا

تهران

1378

4

فضائل امیر المومنین وادله خلافته

علامه حلی

سیدعبدالحی طباطبائی

مصطفوی

تهران

1373

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 توسط محمدرضا کاهانی



خوش اخلاقي

پيامبر خداصلي الله عليه وآله:علي .. . خوش خُلق‏ترينِ مردم است .

 مطالب السؤول - درباره نيکي‏هاي اخلاق امام علي‏عليه السلام -:در خوش خُلقي ، بي‏نهايتْ خوش اخلاق بود ، به گونه‏اي که از خوش خُلقي بسيار ، به او نسبت شوخْ طبعي مي‏دادند . با چنين خوش خُلقي و نرم‏خويي‏اي ، اين برخوردها را ويژه دينداران و نرم‏خويان مي‏ساخت و اگر کسي چنين نبود ، با درشتي و تندي با او برخورد مي‏کرد تا او را ادب کند . حتي نقل شده که در اين خصوص ، شعري سروده است :

 با آن که با من نرم‏خويي پيشه کند ، نرم‏خويم

 و با درشتْ‏خو ، برخوردي سخت دارم.

 الماس نيز چنين است . سُرب در آن تأثير مي‏گذارد

 با آن که خود در آهن ، کارگر است .

بسيار خندان بودن

الکامل في التاريخ - درباره علي‏عليه السلام -:او خوش چهره‏ترينِ افراد بود و محاسن سفيدش را خضاب نمي‏کرد و بسيار خندان بود .

 شرح نهج البلاغة - درباره علي‏عليه السلام -:در نرم‏خويي ، گشاده‏رويي ، بشاشت و خنده‏رويي ضرب المثل بود ، به گونه‏اي که دشمنانش آن را ابزار سرزنش او قرار داده بودند . عمرو عاص به مردم شام گفت:او (علي‏عليه السلام) بسيار شوخ طبع است .

سعه صدر

الإمامة و السياسة - در اوج جنگ جمل -:علي‏عليه السلام سپاه دشمن را گشود ، ضربه مي‏زد و مي‏کُشت . در حالي که مي‏گفت:«آب ، آب!» ، خود را از معرکه بيرون کشيد . مردي ظرفي عسل آورد و گفت:اي امير مؤمنان! در اين شرايط ، آب براي تو مناسب نيست ؛ امّا از اين [ شربت ] عسل ، تو را مي‏نوشانم .

 فرمود:«بده» . جرعه‏اي از آن چشيد و آن‏گاه فرمود:«عسل تو عسل طائف است» .

 مرد گفت:به خدا در شگفتم از تو - اي امير مؤمنان - که در چنين روزي که دل‏ها از جا کَنده شده است ، عسل طائفي را از غير آن تشخيص مي‏دهي!

 علي‏عليه السلام به وي فرمود:«به خدا سوگند ، اي برادر زاده! هيچ چيزي دل عمويت را به لرزه در نمي‏آورد و چيزي او را نمي‏ترساند» .

شکيبايي با خار در چشم

پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به علي‏عليه السلام -:تو نمي‏ميري تا آن که زيرْ دست قرار گيري و از خشم ، انباشته گردي و پس از من ، شکيبايي پيشه کني .

 مناقب آل أبي طالب - به نقل از حارث بن حُصَين -:پيامبر خدا فرمود:«اي علي! تو پس از من ، چنين و چنان خواهي ديد» .

 علي‏عليه السلام گفت:اي پيامبر خدا! شمشير ، دو لبه دارد و من ، نه از کشته شدن باک دارم و نه ذلّت‏پذيرم .

 فرمود:«اي علي! صبر کن» .

 علي‏عليه السلام گفت:اي پيامبر خدا! صبر خواهم کرد .

 

امام علي عليه السلام - در خطبه معروف به «شِقشقيه» که در آن ، از جريان خلافت گلايه مي‏کند -:به خدا سوگند ، فلاني آن را به تن کرد و او مي‏دانست که جايگاه من به خلافت ، چون مرکز ثقل آسياب است . سيل [ دانش] از من جريان پيدا مي‏کند و پرنده‏اي به بلنداي من نمي‏رسد . لباس خلافت را رها کردم و پهلو را از آن تهي ساختم .

 با خود مي‏انديشم که آيا با دستي تهي يورش بَرَم يا بر ظلمت کوري مردم ، صبر کنم ؛ صبري که بزرگ‏تران را فرسوده و کوچک‏تران را پير مي‏کند و مؤمن در آن ، رنج مي‏کشد تا به ملاقات پروردگارش رسد .

 انديشيدم که صبر کردن بر آن ، خردمندانه‏تر است . بنابراين ، در حالي که خار در چشم و استخوان در گلو داشتم ، صبر کردم و ميراث خود را از دست رفته مي‏ديدم .. . در همه اين مدّت طولاني ، با همه رنج ، صبر کردم .

بردبارترينِ مردم

پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به فاطمه‏عليها السلام -:تو را به همسري پيشتازترينِ امّتم در اسلام ، داناترينِ آنان و بردبارترينِ آنان درآوردم .

 المستدرک علي الصحيحين - به نقل از ابن يحيي -:در حالي که علي‏عليه السلام در نماز صبح بود ، يکي از اِفراطيان  ، ايشان را مخاطب ساخت و اين آيه را خواند:«وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْکَ وَ إِلَي الَّذِينَ مِن قَبْلِکَ لَل-ِنْ أَشْرَکْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَسِرِينَ ؛   قطعاً به تو و به کساني که پيش از تو بودند ، وحي شده‏است: اگر شرک ورزي ، حتماً کردارت تباه مي‏شود و مسلّماً از زيانکاران خواهي شد» .

 علي‏عليه السلام در حالي که در نماز بود ، چنين پاسخ داد:«فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لَا يَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ ؛   پس صبر کن که وعده خدا حق است ، و زنهار تا کساني که يقين ندارند ، تو را به سبُکْ‏سري وا ندارند» .

قدرت اراده و پايداري

 

امام علي‏عليه السلام:بعد از حمد و سپاس خدا ؛ زماني که خداوند سبحان ، محمّدصلي الله عليه وآله را به پيامبري برانگيخت ، از مردم عرب کسي نمي‏توانست کتابي بخواند و کسي ادّعاي پيامبري و وحي نمي‏کرد . او به همراه کساني که از او پيروي کردند ، با کساني که نافرماني‏اش کردند ، جنگيد و آنان را به آنچه که موجب رستگاري‏شان مي‏گشت ، سوق داد . . .

 به خدا سوگند ، من از جمله کساني بودم که در جلو لشگر اسلام بودم [ و لشگر کفر را مي‏راندم] تا همگي پشت کردند و سپس گِرد آمده ، رام گرديدند . نه ناتوان گشتم ، نه ترسيدم ، نه خيانت کردم و نه سستي ورزيدم .

 به خدا سوگند ، باطل را خواهم شکافت و حق را از شکم آن بيرون خواهم کشيد .

المستدرک علي الصحيحين - به نقل از ابن عبّاس -:علي‏عليه السلام در زمان حيات پيامبر خدا مي‏فرمود:«خداوند مي‏فرمايد:"أَفَإِيْن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَي أَعْقَبِکُمْ؛   آيا اگر او بميرد يا کشته شود ، از عقيده خود بر مي‏گرديد؟" . به خدا سوگند ، پس از آن که خداوندْ ما را هدايت کرد ، هرگز به گذشته‏مان برنمي‏گرديم . به خدا سوگند ، اگر بميرد و يا کشته شود ، هر آينه بر آنچه که او جنگيد ، خواهم جنگيد تا درگذرم . به خدا سوگند ، من برادر او ، وليّ او ، پسر عموي او ، و ميراثبر دانش او هستم . چه کسي از من به او سزاوارتر است؟» .

کمال خلوص

 

الفخري:گفته شده که علي‏عليه السلام در جنگي مردي را بر زمين افکند و آن‏گاه بر سينه‏اش نشست تا سرش را قطع کند . آن مرد ، آب دهان بر صورت وي افکند . علي‏عليه السلام برخاست و رهايش کرد . وقتي از او درباره چرايي برخاستن و ترک کشتن مرد ، پس از تسلّط بر او پرسيدند ، فرمود:«هنگامي که او آب دهان بر صورتم افکند ، خشمگين شدم . ترسيدم که اگر او را بکُشم ، خشم و غيظ من در کشتن او نقشي داشته باشد و دوست نداشتم که او را جز براي خداي متعال بکُشم».

 شرح نهج البلاغة:اگر تو در مناجات‏ها و دعاهاي او درنگ کني و بر تعظيم خدا و تجليل او در آن دعاها و بر خضوعي که در برابر هيبت خدا در آنها هست و فروتني براي عزّت خدايي و افتادگي در برابر او واقف گردي ، به مقدار اخلاصي که در او هست ، آگاه خواهي شد و خواهي فهميد که آنها از چه دلي برخاسته و به چه زباني جاري شده‏اند.

کمال راستي

پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به علي‏عليه السلام -:تو ... خوش خُلق‏ترين آنان و راستگوترين ايشاني .

امام علي عليه السلام - در سخنراني پس از جريان نهروان -:آيا مي‏پنداريد که به پيامبر خدا دروغ مي‏بندم؟! به خدا سوگند ، من اوّلين کسي هستم که او را تصديق کردم . پس هرگز اوّلين کسي نخواهم بود که بر او دروغ مي‏بندد .

 امام علي عليه السلام:به خدا سوگند ، هرگز دروغ نگفته‏ام و به من دروغ گفته نشده است ، گم‏راه نگشته‏ام و کسي به وسيله من گم‏راه نشده‏است ، و هيچ عهدي با من نشده که فراموش کرده باشم ؛ وگرنه بسيار فراموشکار خواهم بود .

 خصائص الأئمّةعليهم السلام:روزي [ علي‏عليه السلام] حديثي از احاديث پيامبر خدا را نقل کرد . بعضي مردم به بعضي ديگر نگاه کردند . علي‏عليه السلام فرمود:«از زماني که پيامبر خدا قبض روح شد ، همواره مظلوم بوده‏ام ... با اين حال به من خبر رسيده که شما مي‏گوييد که من به او دروغ مي‏بندم . واي بر شما! مي‏پنداريد من دروغ مي‏گويم؟ بر چه کسي دروغ مي‏بندم؟ بر خدا ، در حالي که من اوّلين کسي بودم که به او ايمان آوردم؟! يا بر پيامبر خدا ، و حال آن که من ، اوّلين کسي بودم که او را تصديق کردم؟! ليکن سخني بود که شما از شنيدن آن ، غايب بوديد و از اهل آن نبوديد ، و دانشي بود که از داشتن آن ، ناتوان بوديد و از اهل آن نبوديد ؛ چون من بي بها پيمانه مي‏کنم و به انديشه‏ها مي‏ريزم - اگر ظرفي وجود داشته باشد - . "وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ‏و بَعْدَ حِينِ‏م ؛   قطعاً پس از چندي خبر آن را خواهيد دانست"» .

کمالِ از خود گذشتگي

امام زين العابدين‏عليه السلام:نخستين کسي که براي رضاي خداوند از جانش گذشت ، علي بن ابي طالب‏عليه السلام بود و علي‏عليه السلام درباره خوابيدنش در جاي پيامبر خدا سرود:

 «با جان خويش ، بهترين کسي را که بر زمين گام نهاده

 و بيت عتيق و حجر را طواف کرده ، حراست کردم .

 پيامبر خدايي که از اين که بر او مکر ورزند ، بيمناک شد

 خداوند مقتدر ، او را از مکر [ آنان ] نجات داد .

 پيامبر خدا در غار ، به آسايش ، گذرانْد

 و در پناه و حفاظ الهي خوابيد .

 و من شب را صبح کردم ، در حالي که آنان را مي‏پاييدم و بر من بدگمان نگشتند

 در حالي که جانم را براي کشته شدن و اسارت ، آماده کرده بودم» .

غيرتمندي بسيار

امام علي عليه السلام - در سخنراني‏اش پس از يورش مزدوران معاويه به شهر انبار -:به من خبر رسيده‏است که يکي از آنان (مزدوران معاويه) بر زن مسلماني وارد شده و ديگري بر زني در پيمان (غير مسلمان) ، وارد شده و خلخال ، دستبند ، گردنبند و گوشواره او را از او جدا کرده است و او با چيزي جز کلمه استرجاع (إنا للَّه و إنا إليه راجعون گفتن) و طلب ترحّم از وي مانع نشده است و آن‏گاه ، آنان (مزدوران معاويه) غنيمت بسيار به دست آورده‏اند و در حالي که هيچ يک زخمي برنداشته‏اند و خوني ريخته نشده ، برگشته‏اند . اگر شخص مسلماني از تأسّف بر اين واقعه بميرد ، جاي سرزنش ندارد ؛ بلکه در نظر من ، شايسته آن است .

زينت زهد

پيامبر خداصلي الله عليه وآله:اي علي! خداوند تعالي ، تو را به زينتي آراسته است که بندگانش را به زينتي چنين دوست‏داشتني در نزد خداوند ، نياراسته است . اين ، آرايشِ نيکان در نزد خداوند عزوجل است:زهد در دنيا ، تو را به گونه‏اي قرار داده است که چيزي از آن برنمي‏گيري و دنيا نيز چيزي از تو بر نمي‏گيرد . خداوند ، دوستي بينوايان را به تو بخشيده و تو را به اين که آنان پيروت باشند ، خشنود کرده ، و آنان را به اين که تو پيشوايشان باشي ، خشنود ساخته است .

امام علي عليه السلام:اين دنياي شما نزد من از عطسه بزي کم‏ارزش‏تر است .

 امام علي عليه السلام:به خدا سوگند ، اين دنياي شما در نظر من از استخوان خوکي در دست فردي جذامي ، بي‏ارزش‏تر است .

 امام علي عليه السلام:اين دنياي شما نزد من بي اعتبارتر از برگي در دهان ملخي است که آن را مي‏جَوَد . علي کجا و نعمت‏هاي فاني و لذّت‏هاي ناپايدار کجا ! .

 امام علي عليه السلام - آن‏گاه که مردم مي‏خواستند با عثمان بيعت کنند -:به خدا سوگند ، تا هنگامي که کارهاي مسلمانان سامان يابد و جز به من ستم روا نشود ، تسليم مي‏شوم ، به خاطر اجر و فضل اين کار و دل کَندن از زخارف و زيور آن که در آن ، کشمکش مي‏کنيد .

بخشندگي

پيامبر خداصلي الله عليه وآله - در وصف علي‏عليه السلام -:اين درياي خروشان و خورشيد برآمده ، در بخشش ، از فراتْ بخشنده‏تر است و دل او وسيع‏تر از دنياست . هر کس او را خشمگين کند ، نفرين خدا بر او باد !

 سنن الدار قطني - به نقل از ابو سعيد -:در [ تشييع] جنازه‏اي که پيامبر خدا هم بود ، حضور يافتم . هنگامي که [ جنازه را] بر زمين گذاشتند ، پيامبر خدا پرسيد:«آيا بدهي‏اي بر عهده اوست؟». گفتند:آري . از او روي تافت و فرمود:«بر دوستتان نماز بگزاريد» .

 هنگامي که علي‏عليه السلام چنين ديد ، در پي پيامبر خدا رفت و گفت:اي پيامبر خدا! او از بدهي‏هايش رها گشت و من ، ضامن بدهي‏هاي اويم . پيامبر خدا بازگشت و بر او نماز گزارد و آن‏گاه رفت و به علي‏عليه السلام فرمود:«اي علي ! خدا تو را جزاي خير دهد ! خداوند در روز قيامت از گِروهاي تو بگذرد ، چنان که تو ذمّه برادر مسلمانت را از رَهن ، رها کردي . هيچ بنده‏اي بدهي برادر ديني خود را نمي‏دهد ، جز آن که در روز قيامت ، خداوند ، گِرو او را مي‏گشايد» .

فروتني با وجود بزرگي

فضائل الصحابة - به نقل از زادان -:علي بن ابي طالب را ديدم که بند کفش‏هايي در دست مي‏گرفت ، در بازارها قدم مي‏زد و به افراد[ ي که بند کفششان پاره شده بود] ، بند مي‏داد ،   راه گم کرده را راهنمايي مي‏کرد و باربر را در حمل بار ، ياري مي‏رساند و اين آيه قرآن را مي‏خواند:« تِلْکَ الدَّارُ الْأَخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَ الْعَقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ؛   آن سراي آخرت را براي کساني قرار مي‏دهيم که در زمين ، خواستار برتري و فساد نيستند ، و فرجام [ خوش] ، از آنِ پرهيزگاران است» و مي‏فرمود:«اين آيه درباره حاکمان و مردمان صاحب قدرت ، نازل شده است».

الغارات - به نقل از صالح -:مادر بزرگ من پيش علي‏عليه السلام آمد ، در حالي که علي‏عليه السلام با خود ، خرما حمل مي‏کرد . سلام کرد و گفت:خرماها را بده تا به جاي تو آن را ببرم . علي‏عليه السلام فرمود:«پدر خانواده ، بر بردن آن سزاوارتر است» .[ سپس ]فرمود:«از اين [ خرما ]ميل نمي‏کني؟» . گفت:نه ، نمي‏خواهم .

 مادر بزرگ صالح مي‏گويد:علي‏عليه السلام خرما را به خانه‏اش برد و آن‏گاه برگشت و همان روپوش را پوشيده بود و در آن ، هنوز پوست خرما ديده مي‏شد و در همان لباس ، نماز جمعه خواند .




نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم بهمن 1389 توسط محمدرضا کاهانی



سخني درباره ويژگي‏هاي امام

امير مؤمنان علي بن ابي طالب‏عليه السلام، گنجينه ارزش‏ها و جانش سرشار از ستودني‏ها و نيکويي‏ها ، و زندگي‏اش مظهر بزرگي‏هاست و آنچه در اين بخش آورده‏ايم ، تنها گوشه‏اي از ويژگي‏هاي آن امام‏عليه السلام است. ويژگي‏هاي والا و شکوهمند او چون دانش ، عصمت و نظاير آن ، در ذيل عنوان‏هاي خاص خودش آمده است .

با اين حال ، آنچه در اين جا و ديگر جاها آورده‏ايم ، همه آنچه ممکن است در مورد آن پيشواي بي‏همتا گفته شود ، نيست؛ چون درياي عظمت شخصيّت والاي او گسترده‏تر و ژرف‏تر از آن است که به توصيف آيد يا قلم ، توان بيان آن را داشته باشد و يا انديشه به ژرفاي آن دست يابد. او کسي است که مي‏فرمود:

فضيلت ، چون سيل از کوهسار وجودم سرازير است و هيچ تيزپروازي به بلنداي من نمي‏رسد .

علّت ديگر ، آن است که تاريخ ، همه فضايل و بزرگي‏هاي او را براي نسل‏هاي بعد ، نقل نکرده است ، و چه بسيار کساني که تلاش مي‏کردند تا او را از خاطره تاريخ ، محو کنند. با اين حال ، آنچه از آن حضرتْ آشکار شده است ، علي رغم همه تلاش‏هاي ستمگرانِ جفاپيشه براي محو جلوه‏هاي صفات آن حضرت ، ديده‏ها را خيره و خِردها را متحيّر ساخته است .

سخن خليل بن احمد فراهيدي درباره امام‏عليه السلام چه زيبا و رساست که مي‏گويد:

چه گويم درباره مردي که دوستانش از بيم و دشمنانش از کينه ، فضايل او را پوشيده داشتند و در بين اين دو سرپوش‏گذاري ، آن قدر فضايل او بسيار است که شرق و غرب را فرا گرفته است؟!

در اين جا اندکي از بسيار متون ديني را که از طريق شيعه و اهل سنّت (هر دو) روايت شده ، ذکر مي‏کنيم؛ چرا که ما را توان احاطه بر ويژگي‏هاي شخصيتي کسي چون علي‏عليه السلام نيست؛ يگانه‏اي که در ايمان ، دانش ، اخلاق ، جوان‏مردي ، شجاعت و رحمت، هم‏تراز ندارد ؛ بلکه نمي‏توان انساني چون او يافت که در وجودش ويژگي‏هاي متضادّي - که معمولاً در يک شخص، جمع نمي‏شوند - گِرد آمده باشد.

در ميدان رزم ، هرگاه بر دشمني مي‏نگريست و بر او بانگ مي‏زد ، بدنش مي‏لرزيد و جان بر لبش مي‏رسيد ، و هيچ يک از همگنانش به پايگاه او نمي‏رسيدند ، و آن گاه که به اشک حلقه زده بر چشم يتيم مي‏نگريست و يا به کسي که پشتش از رنج روزگار ، خم شده است ، نگاه مي‏کرد ، دلش به لرزه مي‏افتاد و اشکش جاري مي‏شد... و به اين سبب به «گردآورنده اضداد» شناخته شده است .

او در سرتاسر تاريخ و در همه زمينه‏ها بي‏نظير است. او معجزه بزرگ اسلام و پيامبر خداست ، و چرا چنين نباشد ، در حالي که نبوّتْ وي را زير بال گرفته و رسالت ، او را در دامان آن بزرگْ پيامبر افکنده بود و او فاني در جمالِ حق بود.

با همه اين‏ها آن حضرت، خود را در برابر پيامبرصلي الله عليه وآله چگونه مي‏ديد؟

اين را در پاسخ مولاعليه السلام به يکي از افرادي که از دانش بسيار و شناخت ژرف او در شگفت شده بود و پنداشت که وي پيامبر است ، مي‏توان يافت ، که گفت:

من بنده‏اي از بندگان محمّد هستم .

او از آغاز زندگي‏اش همراه و ياور پيامبر خدا بود. تصوير آن حضرت از اين همراهي و دوستي‏اش ، در خطبه معروف به «قاصعه» ، چه قدر دلنشين است!

دل علي‏عليه السلام ، آبشخور وحي صاف و زلال ، و روحش عطرآگين از تعاليم ربّاني است و همه اين‏ها در ميدان جنگ و سياست ، درخشش مي‏گرفت .

زندگي علي‏عليه السلام ، آميزه‏اي شگفت از علم و عمل و زهد و تلاش بود. او شير جنگ و مبارزه بود و روح بزرگش در دل شب ، آويخته بر ملکوت اعلي!

لحظه‏اي به خدا کفر نورزيد

پيامبر خداصلي الله عليه وآله:پيشتازان امّت‏ها سه نفرند که لحظه‏اي کافر نشدند:علي بن ابي طالب ، صاحب ياسين و مؤمن آل فرعون . آنان ، صدّيقان‏اند و علي ، برترينشان است .

امام علي عليه السلام:من لحظه‏اي به خدا شرک نورزيدم و لات و عُزّي را هرگز نپرستيدم .

امام باقر عليه السلام - درباره سخن خداوند تعالي:«الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَنَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَل-ِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ؛ کساني که ايمان آورده و ايمان خود را به شرک نيالوده‏اند ، آنان راست ايمني و ايشان ، راه يافتگان‏اند» -:درباره علي بن ابي طالب‏عليه السلام نازل شده است ؛ چون او هرگز ، حتي به اندازه چشم بر هم زدني شرک نورزيد و هرگز لات و عُزّي را نپرستيد .

نخستين مسلمان

پيامبر خداصلي الله عليه وآله:اوّلين کس از شما که بر حوض [ کوثر ] وارد مي‏گردد ، اوّلينِ شما در اسلام آوردن ، [ يعني ] علي بن ابي طالب است

المعجم الکبير - به نقل از ابو ذر و سلمان -:پيامبر خدا ، دست علي‏عليه السلام را گرفت و فرمود:«اين ، اوّلين کسي است که به من ايمان آورد و نخستين کسي است که در روز واپسين ، با من دست خواهد داد ؛ اين ، صدّيق اکبر است ؛ اين ، فاروق اين امّت است که بين حق و باطل ، جدايي خواهد افکند ؛ اين ، رئيس مؤمنان است و مال ، رئيس ظالمان» .

المناقب - به نقل از ابن عبّاس -:پيامبر خدا فرمود:«فرشتگان بر من و بر علي بن ابي طالب ، هفت سال درود فرستادند» .

با يقين‏ترين امت

پيامبر خداصلي الله عليه وآله:علي بن ابي طالب ، در اسلام آوردن ، پيش‏قدم‏ترينِ امّت من و در دانش ، پُر دانش‏ترين و در دينداري ، صحيح‏ترين و در يقين ، با يقين‏ترين ودر بردباري ، کامل‏ترين و در بخشش ، دست و دل‏بازترين ، و در دليري پُر دل‏ترين آنان است ، و او امام پس از من و جانشين من است .

امام علي عليه السلام:اگر پرده بر افتد ، چيزي بر يقين من افزوده نخواهد شد .

امام علي عليه السلام:من نسبت به پروردگارم بر يقين هستم و در دينم ترديدي ندارم .

خالص‏ترين مؤمن

پيامبر خداصلي الله عليه وآله:اوّلينِ مؤمنان در اسلام آوردن ، خالص‏ترين آنان در ايمان آوردن ، و دست و دل‏بازترين آنان در بخشش ، سرور مردم پس از من ، رهبر سپيدرويان ، امام زمينيان ، علي بن ابي طالب است .

امام صادق عليه السلام - در زيارت امير مؤمنان -:تو در اسلام آوردن ، نخستينِ قوم بودي ، در ايمان آوردن ، خالص‏ترين ، و در يقين ، استوارترين ، و پُر ترس‏ترين از خدا ، پُر رنج‏ترين و متعهّدترينِ آنان نسبت به پيامبر خدا بودي .

برترين اهل زمين در ايمان

المناقب - به نقل از عمر بن خطّاب -:گواهي مي‏دهم که از پيامبر خدا شنيدم که مي‏فرمود:«اگر آسمان‏هاي هفتگانه و زمين‏هاي هفتگانه در يک کفه ترازو گذاشته شوند و ايمان علي در کفه ديگر ترازو گذاشته شود ، ايمان علي ، سنگين‏تر خواهد بود» .

تاريخ دمشق - به نقل از مَصقله عبدي از پدرش -:در زمان خلافت عمر، دو نفر نزد وي آمدند و درباره طلاق کنيز از وي پرسيدند . او با تکيه کردن بر چيزي که بين آن دو بود ، برخاست و به ميان جمعي که در مسجد بودند ، آمد که در بين آنها مردي «اَصلَع» بود . پيش او ايستاد و گفت:اي اصلع! نظر تو درباره طلاق کنيز چيست؟ سرش را بلند کرد و با دو انگشت ، به او اشاره کرد . عمر به آن دو مرد گفت:دو طلاق .

يکي از آن دو گفت:پناه به خدا! پيش تو آمديم که از تو بپرسيم و تو پيشواي مؤمناني و تو با ما آمدي تا نزد اين مرد رسيدي و از او پرسيدي و به اشاره‏اي که او کرد ، خشنود گشتي؟!

گفت:مي‏دانيد اين کيست؟

گفتند:نه .

گفت:اين ، علي بن ابي طالب است . گواهي مي‏دهم که از پيامبر خدا شنيدم که مي‏فرمود:«اگر آسمان‏هاي هفتگانه در يک کفه ترازو گذاشته شوند و ايمان علي در کفه ديگر ترازو ، ايمان علي بر آنها سنگيني خواهد داشت» ..

خداوند، دل او را به ايمان آزمود

سُنن التِّرمِذي - به نقل از ربعي بن حراش ، از امام علي‏عليه السلام ، در رُحبه -:در روز حديبيّه ، گروهي از مشرکان که از جمله آنان سهيل بن عمرو و گروهي از پيشوايان مشرکان بودند ، به سوي ما آمدند و گفتند:اي پيامبر خدا! گروهي از فرزندان ، برادران و بردگان ما به سوي تو آمده‏اند . آنان نسبت به دين ، آگاهي ندارند ؛ بلکه به خاطر فرار از کار در اموال و مزارع ما فرار کرده‏اند . آنان را به سوي ما برگردان .

فرمود:«اگر آنان به دين آگاهي ندارند ، آگاهشان خواهيم ساخت» .

سپس پيامبر خدا فرمود:«اي قريشيان! دست بکشيد ، وگرنه کسي را به سويتان گسيل مي‏دارم که به خاطر دين ، گردنتان را با شمشير بزند ؛ آن که خداوند ، دلش را به ايمان آزموده است» .

[ ياران ] گفتند:او کيست اي پيامبر خدا؟

ابو بکر گفت:او کيست ، اي پيامبر خدا؟

عمر گفت:او کيست ، اي پيامبر خدا؟

فرمود:«آن ، وصله کننده کفش است» و ايشان کفش خود را به علي‏عليه السلام داده بود تا وصله کند .

آن‏گاه ، علي‏عليه السلام به ما رو کرد و گفت:پيامبر خدا فرمود:«هر کس آگاهانه به من دروغ ببندد ، نشيمنگاهش آتش خواهد بود» .

امام علي عليه السلام:هنگامي که پيامبر خدا مکّه را فتح کرد ، گروهي از قريشيان نزد او آمدند و گفتند:اي محمّد! ما هم‏پيمانان و خويشان توايم . گروهي از بردگان ما به شما پيوسته‏اند . آنان گرايشي به اسلام ندارند ؛ بلکه از کار فرار کرده‏اند . آنان را به ما برگردان .

[ پيامبرصلي الله عليه وآله] درباره آنان (فراريان) با ابو بکر مشورت کرد . وي گفت:راست مي‏گويند . به عمر گفت:تو چه مي‏گويي؟ گفت:همان گونه که ابو بکر مي‏گويد . پيامبر خدا فرمود:«اي قريشيان ! خداوند ، يکي از شما را به سويتان گسيل خواهد داشت که قلبش را به ايمان آزموده و گردن شما را براي دين ، خواهد زد» .

ابو بکر گفت:آيا من همانم ، اي پيامبر خدا؟

فرمود:«نه» .

عمر گفت:آن کس منم ، اي پيامبر خدا؟

فرمود:«نه ؛ بلکه او وصله کننده کفش در مسجد است» و ايشان ، کفشش را به علي‏عليه السلام داده بود تا وصله کند .

ايمان با گوشت و خونش عجين شده

پيامبر خداصلي الله عليه وآله - به علي‏عليه السلام -:ايمان با گوشت و خون تو درآميخته است ، چنان که با گوشت و خون من عجين شده است .

سخني درباره زمان اسلام آوردن امام

امام علي‏عليه السلام برترين مؤمن تاريخ اسلام و در ستيغ ايمان است. ايمان او در ميان مؤمنان از ويژگي‏هاي بي‏بديلي برخوردار است. او اوّلين کسي است که به پيامبر خدا ايمان آورده و ايمانش هرگز به شائبه شرک ، آلوده نشد و در استوارْگامي در مسير ايمان و نيرومندي باور ، بي‏نظير بود .

امام علي‏عليه السلام - چنان که پيش‏تر بدان اشاره کرده‏ايم - از آغازين روزهاي زندگي بر کنار بستر پيامبر خدا آرميد و با عنايت و سرپرستي پيامبرصلي الله عليه وآله باليد و همگام با خُلق و خوي و منش و روش نبي اکرم ، رشد کرد و همراه او مراحل تکوين نبوّت را نگريست .




نوشته شده در تاريخ شنبه نهم بهمن 1389 توسط محمدرضا کاهانی



كامل ترين مرجع خطاهاي مودم

600 . اگر سيستم در حال شماره گيري باشد و دوباره شماره گيري نماييد اين خطا نمايش داده مي شود .

601 . راه انداز Port بي اعتبار مي باشد .

602 . Port هم اكنون باز مي باشد براي بسته شدن آن بايد كامپيوتر را مجددا راه اندازي نمود.

603 . بافر شماره گيري بيش از حد كوچك است .

604 . اطلاعات نادرستي مشخص شده است .

605 . نمي تواند اطلاعات Port را تعيين كند .

606 . Port شناسايي نمي شود .

607 . ثبت وقايع مربوط به مودم بي اعتبار مي باشد .

608 . راه انداز مودم نصب نشده است .

609 . نوع راه انداز مودم شناسايي نشده است .

610 . بافر ندارد .

611 . اطلاعات مسير يابي غير قابل دسترس مي باشد .

612 . مسير درست را نمي تواند پيدا نمايد .

613 . فشرده سازي بي اعتباري انتخاب شده است .

614 . سرريزي بافر .

615 . Port پيدا نشده است .

616 . يك درخواست ناهمزمان در جريان مي باشد .

617 .Port يا دستگاه هم اكنون قطع مي باشد .

618 . Port باز نمي شود. ( وقتي رخ مي دهد كه يك برنامه از Port استفاده كند ).

619 . Port قطع مي باشد (وقتي رخ مي دهد كه يك برنامه از Port استفاده كند).

620 . هيچ نقطه پاياني وجود ندارد .

621 . نمي تواند فايل دفتر راهنماي تلفن را باز نمايد .

622 . فايل دفتر تلفن را نمي تواند بارگذاري نمايد .

623 . نمي تواند ورودي دفتر راهنماي تلفن را بيابد .

624 . نمي توان روي فايل دفتر راهنماي تلفن نوشت .

625 . اطلاعات بي اساسي در دفتر راهنماي تلفن مشاهده مي شود .

626 . رشته را نمي تواند بارگذاري كند .

627 . كليد را نمي تواند بيابد .

628 . Port قطع شد .

629 . Port بوسيله دستگاه راه دور قطع مي شود. (درست نبودن راه انداز مودم با برنامه ارتباطي).

630 . Port به دليل از كارافتادگي سخت افزار قطع مي شود

631 . Port توسط كاربر قطع شد .

632 . اندازه ساختار داده اشتباه مي باشد .

633 . Port هم اكنون مورد استفاده مي باشد و براي Remote Access Dial-up پيكر بندي نشده است (راه انداز درستي بر روي مودم شناخته نشده است) .

634 . نمي تواند كامپيوتر شما را روي شبكه راه دور ثبت نمايد .

635 . خطا مشخص نشده است .

636 . دستگاه اشتباهي به Port بسته شده است .

637 . رشته ( string ) نمي تواند تغيير يابد .

638 . زمان درخواست به پايان رسيده است .

639 . شبكه ناهمزمان قابل دسترس نيست .

640 . خطاي NetBIOS رخ داده است .

641 . سرور نمي تواند منابع NetBIOS مورد نياز براي پشتيباني سرويس گيرنده را بدهد .

642 . يكي از اسامي NetBIOS شما هم اكنون روي شبكه راه دور ثبت مي گردد ، ( دو كامپيوتر مي خواهند با يك اسم وارد شوند ) .

643 .Dial-up adaptor در قسمت network ويندوز وجود ندارد .

644 . شما popus پيغام شبكه را دريافت نخواهيد كرد .

645 . Authentication داخلي اشكال پيدا كرده است.

646 . حساب در اين موقع روز امكان log on وجود ندارد .

647 . حساب قطع مي باشد .

648 . اعتبار password تمام شده است .

649 . حساب اجازه Remote Access را ( دستيابي راه دور ) را ندارد . ( به نام و كلمه عبور اجازه dial-up داده نشده است.)

650 . سرور Remote Access ( دستيابي راه دور ) پاسخ نمي دهد .

651 . مودم شما ( يا ساير دستگاههاي اتصال دهنده ) خطايي را گزارش كرده است . ( خطا از طرف مودم بوده است.)

652 . پاسخ نا مشخصي از دستگاه دريافت مي گردد .

653 . Macro (دستورالعمل كلان). ماكرو خواسته شده توسط راه انداز در ليست فايل .INF موجود نمي باشد .

654 . يك فرمان يا يك پاسخ در قسمت .INF دستگاه به يك ماكرو نامشخص اشاره مي نمايد .

655 . دستور العمل (پيغام) در قسمت فايل .INF دستگاه مشاهده نمي شود .

656 . دستورالعمل (ماكرو) (default off) در فايل .INF دستگاه شامل يك دستور العمل نامشخص مي باشد .

657 . فايل .INF دستگاه نمي تواند باز شود .

658 . اسم دستگاه در فايل .INF دستگاه يا در فايل .INI رسانه بيش از حد طولاني مي باشد .

659 . فايل .INI رسانه به نام ناشناخته يك دستگاه اشاره مي نمايد .

660 . فايل .INI رسانه براي اين فرمان پاسخي را ندارد .

661 . فايل .INF دستگاه فرمان را از دست داده است .

662 . تلاش براي قرار دادن يك ماكرو ليست نشده در قسمت فايل .INF صورت نگرفته است.

663 . فايل .INI رسانه به نوع ناشناخته يك دستگاه اشاره مي نمايد .

664 . نمي تواند به حافظه اختصاص دهد .

665 . Port براي Remote Access (دستيابي راه دور) پيكر بندي نشده است.

666 . مودم شما (ياساير دستگاههاي اتصال دهنده) در حال حاضر كار نمي كنند .

667 . فايل .INI رسانه را نمي تواند بخواند .

668 . اتصال از بين رفته است .

669 . پارامتر به كار برده شده در فايل .INI رسانه بي اعتبار مي باشد .

670 . نمي تواند نام بخش را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

671 . نمي تواند نوع دستگاه را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

672 . نمي تواند نام دستگاه را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

673 . نمي تواند كاربر را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

674 . نمي تواند بيشترين حد اتصال BPS را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

675 . نمي تواند بيشترين حد BPS حامل را از روي فايل .INI رسانه بخواند .

676 . خط اشغال مي باشد .

677 . شخص به جاي مودم پاسخ مي دهد .

678 . پاسخي وجود ندارد .

679 . نمي تواند عامل را پيدا نمايد .

680 . خط تلفن وصل نيست .

681 . يك خطاي كلي توسط دستگاه گزارش مي شود .

682 . Writing section name دچار مشكل مي باشد .

683 . Writing device type با مشكل روبرو شده است .

684writing device name. با مشكل روبرو مي باشد .

685 . Writing maxconnectbps مشكل دارد .

686 . Writing maxcarrierBPS دچار مشكل مي باشد .

687 . Writing usage با مشكل مواجه است .

688 . Writing default off دچار مشكل مي باشد .

689 . Reading default off با مشكل مواجه است .

690 . فايل INI خالي ست .

691 . دسترسي صورت نمي پذيرد زيرا نام و كلمه عبور روي دامين بي اعتبار مي باشد

692 . سخت افزار در درگاه يا دستگاه متصل شده از كار افتاده است .

693 . Binary macro با مشكل مواجه مي باشد .

694 . خطاي DCB يافت نشد .

695 . ماشين هاي گفتگو آماده نيستند .

696 . راه اندازي ماشين هاي گفتگو با مشكل روبرو مي باشد .

697 . Partial response looping با مشكل روبرو مي باشد .

698 . پاسخ نام كليدي در فايل INF . دستگاه ، در فرمت مورد نظر نمي باشد .

699 . پاسخ دستگاه باعث سر ريزي بافر شده است .

700 . فرمان متصل به فايل INF . دستگاه بيش از حد طولاني مي باشد .

701 . دستگاه به يك ميزان BPS پشتيباني نشده توسط گرداننده com تغيير مي يابد .

702 . پاسخ دستگاه دريافت مي گردد زماني كه هيچكس انتظار ندارد .

703 . در فعاليت كنوني مشكلي ايجاد شده است .

704 . شماره اشتباه callback .

705 . مشكل invalid auth state .

706 . Invalid auth state دچار مشكل مي باشد .

707 . علامت خطاياب . x. 25

708 . اعتبار حساب تمام شده است .

709 . تغيير پسورد روي دامين با مشكل روبرو مي باشد .

710 . در زمان ارتباط با مودم شما خطاهاي سري يش از حد اشباع شده مشاهده مي گردد.

711 . Rasman initialization صورت نمي گيرد گزارش عملكرد را چك كنيد

712 . درگاه Biplex در حال اجرا مي باشد . چند ثانيه منتظر شويد و مجددا شماره بگيريد .

713 . مسيرهاي ISDN فعال در خط اصلي قطع مي باشد .

714 . كانال هاي ISDN كافي براي ايجاد تماس تلفني در دسترس نمي باشند .

715 . به دليل كيفيت ضعيف خط تلفن خطاهاي فراواني رخ مي دهد .

716 . پيكر بندي remote access IP غير قابل استفاده مي باشد .

717 . آدرسهاي IP در static pool remote access IP وجود ندارد .

718 . مهلت بر قراري تماس PPP پايان پذيرفته است .

719 . PPP توسط دستگاه راه دور پايان مي يابد .

720 . پروتكل هاي كنترلppp پيكر بندي نشده اند .

721 . همتاي PPP پاسخ نمي دهد .

722 . بسته PPPبي اعتبار مي باشد .

723 . شماره تلفن از جمله پيشوند و پسوند بيش از حد طولا ني مي باشد .

724 . پروتكل IPXنمي تواند بر روي درگاه dial –out نمايد زيرا كامپيوتر يك مسير گردان IPX مي باشد .

725 . IPX نمي تواند روي port (درگاه) dial – in شود زيرا مسير گردان IPX نصب نشده است .

726 . پروتكل IPX نمي تواند براي dial – out ، روي بيش از يك درگاه در يك زمان استفاده شود .

727 . نمي توان به فايل TCPCFG . DLL دست يافت.

728 . نمي تواند آداپتور IP متصل به remote access را پيدا كند .

729 . SLIP استفاده نمي شود مگر اينكه پروتكل IP نصب شود .

730 . ثبت كامپيوتر كامل نمي باشد .

731 . پروتكل پيكر بندي نمي شود .

732 . توافق بين PPP صورت نگرفته است .

733 . پروتكل كنترل PPP براي پروتكل اين شبكه ، در سرور موجود نمي باشد .

734 . پروتكل كنترل لينك PPP خاتمه يافته است .

735 . آدرس مورد نياز توسط سرور رد مي شود .

736 . كامپيوتر راه دور پروتكل كنترل را متوقف مي نمايد.

737 . نقطه برگشت ( LOOPBACK DETECTED ) شناسايي شد .

738 . سرور آدرس را مشخص نمي كند .

739 . سرور راه دور نمي تواند از پسورد ENCRYPTED ويندوز NT استفاده نمايد.

740 . دستگاه هاي TAPI كه براي remote access پيكربندي مي گردند به طور صحيح نصب و آماده نشده اند .

741 . كامپيوتر محلي از encryption پشتيباني نمي نمايد.

742 . سرور راه دور از encryption پشتيباني نمي نمايد .

743 . سرور راه دور به encryption نياز دارد .

744 . نمي تواند شماره شبكه IPX را استفاده نمايد كه توسط سرور راه دور در نظر گرفته شده است گزارش وقايع را باز بيني نماييد .

745 . يك فايل مهم و ضروري آسيب ديده است . Dial – up networking را مجددا نصب نماييد .

751 . شماره callback شامل يك كاراكتر بي اعتبار مي باشد . كاراكترهاي زير فقط مجاز دانسته مي شوند : Space, T, P, W, (,), - , @. 0تا9 .

752 . در زمان پر دازش script يك خطاي نحوي صورت ميگيرد .

753 . اتصال نمي تواند قطع شود زيرا توسط مسير گردان چند پروتكلي ايجاد شده است .

754 . سيستم قادر به يافتن bundle چند انصالي نمي باشد .

755 . سيستم قادر به اجراي شماره گيري خودكار نمي باشد زيرا اين ورودي يك شماره گير عادي را دارد .

756 . اين اتصال هم اكنون در شماره گيري مي باشد .

757 . خدمات دستيابي راه دور خود به خود آغاز نمي شوند اطلا عات بيشتري در گزارش وقايع در اختيار شما قرار مي گيرد.

758 . اشتراك اتصال اينترنت هم اكنون روي اين اتصال ميسر مي گردد .

760 . در زمان فراهم آوري امكانات مسير يابي ، اين خطا رخ مي دهد .

761 . در زمان فراهم شدن اشتراك اتصال اينترنت براي اين اتصال اين خطا ايجاد مي گردد.

763 . اشتراك اتصال اينترنت فعال نمي باشد . دو اتصال LAN و يا بيشتر به علاوه اتصالي كه با اين LANها مشترك شده است وجود دارد .

764 . دستگاه كارت خوان smartcard نصب نيست .

765 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي باشد . اتصال LAN با آدرس IP در حال حاضر پيكر بندي مي شود كه براي آدرس گذاري اتوماتيك IP مورد نياز مي باشد .

766 . سيستم نمي تواند هيچ گواهي اي را بيابد .

767 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي گردد اتصال LAN بر روي شبكه شخصي انتخاب مي گردد كه بيش از يك آدرس IP را پيكر بندي كرده است . اتصال LANرا با يك آدرسIP مجزا ، مجددا پيكر بندي نماييد قبل از اينكه اشتراك اتصال اينترنت صورت گيرد .

768 . به دليل رمز دار نكردن داده ها اتصال صورت نمي پذيرد .

769 . مقصد مشخصي قابل دست يابي نمي باشد .

770 . دستگاه راه دور تلا ش براي ايجاد اتصال را نمي پذيرد.

771 . اقدامات اتصال صورت نمي گيرد زيرا شبكه اشغال مي باشد .

772 . سخت افزار شبكه كامپيوتر راه دور با نوع تلفن مورد نياز سازگاري ندارد .

773 . امكان ايجاد اتصال موثر نمي باشد زيرا شماره مقصد تغيير كرده است .

774 . به دليل از كار افتارگي موقت ، اتصال صورت نمي گيرد .

775 . مكالمه تلفني توسط كامپيوتر راه دور متوقف شد .

776 .مكالمه تلفني نمي تواند وصل گردد زيرا مقصد خواسته است كه ويژگي را حفظ نمايد .

777 . اتصال صورت نمي گيرد زيرا مودم ( يا ساير وسايل ارتباط دهنده ) روي كامپيوتر راه دور دچار مشكل مي باشند .

778 . تاييد هويت سرور غير ممكن مي باشد .

779 . براي بر قراري dial – out اين اتصال بايد از smartcard استفاده نماييد .

780 . عمل انجام شده براي اين اتصال بي اعتبار مي باشد

781 . تلاش براي رمز گذاري (encryption) صورت نمي گيرد زيرا گواهي معتبري يافت نمي گردد .

782 . ترجمه آدرس شبكه (NAT) در حال حاضر به عنوان يك پروتكل مسير يابي نصب مي گردد و بايد قبل از اينكه اشتراك اتصال اينترنت فراهم گردد حذف شود .

783 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي باشد . اتصال LAN كه به عنوان شبكه شخصي انتخاب مي گردد يا فراهم نمي شود و يا از شبكه قطع مي باشد . لطفا قبل از فراهم شدن اشتراك اتصال اينترنت از اتصال آداپتور LAN مطمئن شويد .

784 . در حالي كه اين اتصال را در زمان log on استفاده مي كنيد شما نمي توانيد شماره بگيريد زيرا اين اتصال براي استفاده از نام كاربري پيكر بندي شده است كه متفاوت از نام كاربر روي smartcard مي باشد . چنانچه بخواهيد آنرا در زمان log on استفاده نماييد بايد براي استفاده از (username) روي كارت smart آنرا پيكربندي كنيد .

785 . در صورت استفاده از اين اتصال در زمان log on شما نمي توانيد شماره گيري نماييد زيرا براي استفاده از يك smartcard پيكر بندي نشده است . چنانچه بخواهيد آنرا در زمان log on به كار ببريد بايد امكانات اين اتصال را تصحيح و آماده نماييد به طوري كه smartcard استفاده نمايد .

786 . مبادرت به اتصال L2TP صورت نمي پذيرد زيرا هيچ گواهينامه معتبري براي تصديق (authentication) امنيت روي كامپيوتر شما وجود ندارد .

787 . اتصال L2TP غير ممكن است زيرا لايه امنيتي نمي تواند كامپيوتر راه دور را authentication نمايد .

788 . تلاش براي ايجاد اتصال L2TP بي نتيجه مي باشد زيرا لايه امنيتي نمي تواند پارامترهاي سازگار با كامپيوتر راه دور را فراهم نمايد .

789 . تلاش براي اتصال L2TP فراهم نمي گردد زيرا لايه امنيتي با يك خطاي پردازشي در طول سازگاري با كامپيوتر راه دور مواجه است .

790 . تلاش براي اتصال L2TP صورت نمي گيرد زيرا تاييد گواهينامه بر روي كامپيوتر راه دور ميسر نمي باشد .

791 . اتصال L2TP ميسر نمي باشد زيرا خط مشي امنيتي (security policy) براي اتصال يافت نمي شود .

792 . اتصال L2TP صورت نمي گيرد زيرا زمان توافق امنيتي به پايان رسيده است .

793 . اتصال L2TP ميسر نمي گردد زيرا اين خطا رخ مي دهد در حالي كه در مورد امنيت به توافق مي رسند .

794 . ويژگي RADIUS ا ين كاربر PPP نمي باشد .

795 . ويژگي RADIUS نوع تونلي براي اين كاربر ، نادرست مي باشد .

796 . ويژگي RADIUS نوع خدمات براي اين كار نه قالب بندي مي شود و نه callback قالب بندي مي شود .

797 . مودم پيدا نشد .

798 . گواهينامه اي شناسايي نمي شود كه بتواند پروتكل قابل ارائه استفاده شود .

799 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي گردد زيرا دو IP شبيه به هم در شبكه وجود دارد . IC ها به ميزباني نيازمند مي باشند كه براي استفاده از 192 ، 168 ، 0 ، 1 پيكر بندي شده است . مطمئن شويد كه هيچ سرويس گيرنده ديگري براي استفاده از 192 ، 168 ، 0 ، 1 پيكر بندي نشده است .

برادران راحت حق

800 . قادر به ايجاد اتصال VPN نمي باشد . سرويس دهنده VPN در دسترس نمي باشد و يا ممكن است پارامترهاي امنيتي براي اتصال به درستي پيكربندي نشده باشند .

برادران راحت حق




نوشته شده در تاريخ شنبه نهم بهمن 1389 توسط محمدرضا کاهانی